مجتبى ملكى اصفهانى

115

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

اصالة عدم الاضمار يا اصل عدم اضمار اين اصل برگشت مىكند به « اصل عدم تقدير » . به اصل مزبور در عنوان « اصل لفظى » رجوع شود . اصالة عدم التقدير يا اصل عدم تقدير به عنوان « اصل لفظى » رجوع شود . اصالة عدم القرينة يا اصل عدم قرينه هرگاه كلامى از متكلم به ما برسد و احتمال بدهيم كه قرينه‌اى نيز بوده ولى به ما نرسيده است ، در اين صورت ، اصل عدم قرينه جارى مىكنيم و به احتمال وجود قرينه اعتنا نمىكنيم . در اصل عدم قرينه بين شيخ انصارى قدّس سرّه و آخوند خراسانى قدّس سرّه و برخى ديگر از علما اختلاف است . در حالى كه شيخ انصارى قدّس سرّه معتقد است كه اصول وجودى مانند اصل حقيقت و اصل عموم و اصل اطلاق و ساير اصول وجودى كه اقسام اصل ظهور هستند ، همگى به اصل عدم قرينه برمىگردند « 1 » ، يعنى اصل حقيقت برمىگردد به اصل عدم قرينه مجاز و اصل عموم برمىگردد به اصل عدم مخصص و همين‌طور ساير اصول ؛ مرحوم آخوند قدّس سرّه معتقد است كه اصل عدم قرينه برمىگردد به اصل ظهور ؛ يعنى بناى عقلا يك اصل بيشتر نيست

--> ( 1 ) الرسائل ، ص 34 .