مجتبى ملكى اصفهانى

112

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

بناى عقلا : از جمله ادله حجيّت اصل لزوم بناى عقلا است . به اين بيان كه بناى عقلا در هر عقدى ، حكم به بقاى آثار آن عقد است مگر اينكه حق فسخ براى طرفين عقد ثابت شود ؛ ولى مادامىكه چنين حقى ثابت نشده ، در تمام معاملات پس از انجام معامله هيچ‌كدام حق بر هم زدن آن را ندارند و اين نياز به دليل هم ندارد بلكه مقتضاى طبيعت معاملاتى است كه بين مردم واقع مىشود و چون جواز و فسخ موجب نفى آثار عقد مىشوند ، لذا بايد دليل بر اين نفى آثار اقامه شود و الّا آثارى كه با وقوع عقد بوجود مىآيند ثابت و پايدارند . استصحاب : يعنى بعد از وقوع عقد و ترتيب آثار آن ، چنانچه فسخ واقع شود ، پس از اجراى فسخ ، شك مىكنيم در تأثير اين فسخ و نفى يا اثبات و دوام آثار عقد و در اينجا استصحاب مىكنيم بقاى آثار را . اصالة النفى به عنوان « اصالة البراءة » رجوع شود . اصالة عدم الاستخدام يا اصل عدم استخدام ممكن است متكلم در كلام خود از يك كلمه معنايى را اراده كند و از ضميرى كه به آن برمىگردد معناى ديگرى را . چنين كارى را استخدام مىگويند . و ليكن مردم در مكالمات خود چنين كارى را معمولا انجام نمىدهند و به عبارت ديگر : اصل ، در مكالمات مردم ، عدم استخدام است . اين اصل يكى از اصول