مجتبى ملكى اصفهانى
102
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
اين قول را برگزيدهاند . از اهل سنّت نيز اشاعره طرفدار اين قول هستند . « 1 » 3 - قول به اباحه : مشهور ميان علما از قديم تا زمان حاضر همين قول است . اكثر متكلمين بصره و كثيرى از فقها و سيد مرتضى قدّس سرّه و صدوق قدّس سرّه و ابن ادريس قدّس سرّه و علّامه حلى قدّس سرّه از قائلين به اين قول هستند . « 2 » ايشان معتقدند كه اولا : خداوند خالق بنده و چيزهايى است كه بنده از آن نفع مىبرد . پس اگر بنده اجازه استفاده از آن اشياء را نداشته باشد ، آفرينش آنها بيهوده خواهد بود . و ثانيا : هرگاه معلوم و محقق شود كه در استفاده از نعمتى نه تنها ضرر و فسادى نيست ، بلكه منفعت هم هست ، عقل حكم مىكند به جواز و نيكو بودن اين استفاده . « 3 » - فرق اصالة الحظر و الاباحه با اصالة البراءة و الاحتياط : چون ممكن است برخى تصور كنند كه اصل حظر و اباحه همان اصل برائت و احتياط است ، علماى اصولى در مقام فرق بين آنها گفتهاند : 1 - اصل حظر و اباحه ناظر به حكم اشياء از حيث عناوين اوليه آنها است و در نتيجه ، دليل آن اجتهادى است ، در حالى كه اصل احتياط و برائت ناظر به حكم شك در احكام واقعى است و در نتيجه ، دليل آن فقاهتى است . 2 - اصل حظر و اباحه راجع به جواز انتفاع از اعيان خارجى است از اين
--> ( 1 ) همان مدرك و الاحكام آمدى ، ج 1 ، ص 81 و المعتمد ، ج 2 ، ص 315 و المستصفى ، ج 1 ، ص 77 . ( 2 ) العدّة ، ج 2 ، ص 742 . ( 3 ) تمهيد القواعد ، ص 67 .