مجتبى ملكى اصفهانى
8
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
آنها را معتبر اعلام كرده است . اين ظنون معتبر شرعى ، همانند علم و قطع بوده و احكام مترتّب بر علم ، بر اين ظنون معتبر شرعى نيز مترتّب مىشود . اين در امور مربوط به احكام شرعى فرعى و وظايف عملى مكلّفين است . به عنوان « اماره » ، « قطع » ، « ظنّ » و « اصل عملى » رجوع شود . امّا در مباحث اعتقادى و امور مربوط به اصول دين چطور ؟ آيا در اين امور نيز مىتوان به « ظنّ » اكتفا نمود و از تحصيل علم استدلالى چشمپوشى نمود ؟ يا اينكه در اين قبيل امور ، تنها علم استدلالى از سوى شارع معتبر دانسته شده است ؟ آيا علم و يقين ناشى از تقليد در امور اعتقادى و اصول دين معتبر و كافى است يا خير ؟ گروه كثيرى از مردم هستند كه نسبت به حقايق معارف الهى جاهل بوده و به احكام عملى دين نيز ملتزم نيستند . نحوهى عقوبت و يا بهرهمندى اينان از نعمتهاى الهى در عالم آخرت چگونه است ؟ اين بحث مربوط به علم كلام است . حكم شرعى اين افراد از حيث طهارت و نجاست و محترم بودن جان ، مال و آبروى اين افراد چيست ؟ اين بخش از مسائل مربوط به جاهل به احكام الهى ، در علم فقه مطرح و حكم شرعى آن بيان شده است . آنچه در علم اصول فقه پيرامون « ظنّ » مطرح مىشود ، مربوط به احكام شرعى فرعى است ، ولى « ظنّ » ، يك عنوان عام است و مىتوان آن را شامل « ظنّ » مربوط به مسائل اعتقادى و اعتبار و عدم اعتبار آن در اين مسائل نيز دانست ، ولى جاى طرح آنها علم كلام است . برخى اصوليين ، از جمله مرحوم آخوند خراسانى ( ره ) در پايان مباحث مربوط به « ظنّ » ، به تناسب شمول عنوان « ظنّ » نسبت به اصول دين ، متعرّض بيان اقسام جاهل و احكام مربوط به آن شدهاند ؛ هرچند كه اين مبحث از مسائل اصولى به حساب نمىآيد .