مجتبى ملكى اصفهانى
77
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
كشف از واقع مىكند . « 1 » چه فرقى هست بين صورتى كه قطع ، تمام موضوع باشد و صورتى كه قطع ، جزء موضوع باشد ؟ فرق بين اين دو صورت در جايى معلوم مىشود كه كشف خلاف شود . مثلا فرض كنيم كه گفته شده : هرگاه قطع پيدا كردى به وجوب نماز جمعه ، مبلغ ده تومان صدقه بده . اكنون اگر قطع ، تمام موضوع باشد ( علّت وجوب صدقه ، تنها قطع به وجوب نماز جمعه باشد ، خواه نماز جمعه در واقع نيز واجب باشد و خواه واجب نباشد ) و معلوم شود كه نماز جمعه در واقع واجب نبوده است ، صدقه واجب و بايد پرداخت مىشده است زيرا علّت وجوب صدقه ، قطع به وجوب نماز جمعه بود و چنين قطعى نيز حاصل شد ، هرچند در واقع نماز جمعه واجب نبوده است ؛ ولى اگر قطع ، جزء موضوع باشد ، صدقه واجب نبوده زيرا جزء ديگر موضوع ، يعنى وجوب نماز جمعه ، تحقّق پيدا نكرده است . چه فرقى هست بين قطع طريقى و قطع موضوعى ؟ 1 - در قطع طريقى ، براى هركس ، از هر طريق ، در هر زمان و مكان و از هر سببى كه قطع حاصل شد ، تمام آثار عقلى ، شرعى و عرفى قطع بر مقطوع مترتّب مىشود ؛ امّا در قطع موضوعى ، بايد لسان دليل ملاحظه شود ، ممكن است در دليل اعتبار آن ، قطعى خاص ، براى اشخاص خاص ، از سبب خاص و . . . معتبر شده باشد مانند
--> ( 1 ) - البتّه قسم چهارمى هم فرض مىشود و آن صورتى است كه قطع موضوعى ، تمام موضوع است و به اعتبار كاشفيت لحاظ شده است . اين قسم چون موجب تناقض مىشود ، لذا در متن ذكر نشد و اعتبار ندارد زيرا تمام موضوع بودن ، يعنى عدم لحاظ واقع و لحاظ كاشفيت يعنى لحاظ واقع و اين تناقض است .