مجتبى ملكى اصفهانى
70
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
تقسيم مىشود : 1 - موجبه ؛ 2 - سالبه . قضيّهى موجبه : قضيّهاى است كه در آن حكم به نسبت حمل يا اتّصال و يا انفصال مىشود . قضيّهى سالبه : قضيّهاى است كه در آن حكم به سلب نسبت حمل يا اتّصال و يا انفصال مىشود . كيف قضيّه : ايجاب و سلب را « كيف » مىنامند . اجزاى قضيّه : اجزاى قضيّهى حملى : 1 - موضوع ( محكوم عليه ) ؛ 2 - محمول ( محكوم به ) ؛ 3 - چيزى كه بر نسبت بين موضوع و محمول دلالت مىكند ( رابط ) . اجزاى قضيّهى شرطى : 1 - مقدّم ( طرف يا جزء اوّل قضيّه ) ؛ 2 - تالى ( طرف يا جزء دوّم قضيّه ) ؛ 3 - رابط . تقسيم قضيّه به اعتبار موضوع : قضيّهى حملى به اعتبار موضوع چهار قسم است : 1 - شخصى : قضيّهاى را شخصى ( شخصيّه ) گويند كه موضوع آن جزئى حقيقى باشد مانند : تهران پايتخت ايران است ؛ حسن شاعر نيست . 2 - طبيعى : قضيّهاى را طبيعى ( طبيعيّه ) گويند كه در آن ، حكم بر نفس كلّى ، بما هو كلّى ، با قطع نظر از افراد آن باشد به گونهاى كه بازگشت حكم بر افراد صحيح نباشد مانند : انسان نوع است ؛ و ناطق ، فصل است . 3 - مهمل : قضيّهاى را مهمل ( مهمله ) گويند كه در آن حكم بر كلّى باشد به اعتبار و ملاحظهى افراد آن كلّى ، يعنى حكم در حقيقت راجع به افراد كلّى است و كلّى ، تنها