مجتبى ملكى اصفهانى

34

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

اينجا نفى حكم شده است به لسان نفى موضوع ؛ يعنى : نفى ضرر ، كنايه از نفى حكم ضرر در اسلام است ؛ مثل اينكه گفته شود : بيعى كه يكى از طرفين در آن مغبون شده باشد ( موضوع ) ، در اسلام نيست و مقصود نفى حكم ( لزوم ) چنين بيعى باشد . مرحوم آخوند خراسانى ( ره ) اين قول را اختيار كرده است . « 1 » 3 - مقصود از نفى ضرر ، ضرر غير متدارك و جبران نشده است ؛ يعنى : ضرر جبران نشده در شريعت نيست . اين قول را مرحوم شيخ انصارى ( ره ) در كتاب مكاسب نقل كرده است . « 2 » در سه نظريه‌ى فوق ، حرف « لا » نافيه است . 4 - مقصود از اين عبارت ، نهى از ضرر زدن مردم به يكديگر است ؛ يعنى : نبايد كسى به كسى ضرر بزند . اين قول را جمعى از متأخّرين و در رأس ايشان شيخ الشّريعهء اصفهانى اختيار كرده‌اند . « 3 » 5 - حرف « لا » در عبارت مذبور ناهيه است و مفاد اين عبارت يك حكم حكومتى است مبنى بر منع اضرار مردم به يكديگر ؛ به عبارت ديگر : پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله به اعتبار مقام و منصب حكومت بر مردم ، اين حكم را صادر كرده‌اند و اين حكم حكومتى براى تمام مردم در تمام زمان‌ها لازم الاتّباع مىباشد . دليل اين قول اين است كه : مرد انصارى در يك حكم تكليفى يا وضعى شكّ نداشت ، يا اينكه مورد ، از موارد تنازع و اختلاف در حقّى نبوده كه به علّت اشتباه در مصداق يا حكم پيش آمده باشد ، بلكه مرد انصارى به اعتبار اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حاكم مسلمين و رئيس جامعه‌ى اسلامى بوده ، نزد ايشان رفته و از « سمره » شكايت كرده و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز به

--> ( 1 ) - الكفاية : 2 / 269 . ( 2 ) - المكاسب : 372 . ( 3 ) - القواعد الفقهيّه : 1 / 59 .