مجتبى ملكى اصفهانى
21
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
قاعده را ضمن چند مطلب به اختصار بيان مىكنيم : 1 - معناى تقيّه : تقيّه در لغت عبارت است از : پرهيز كردن و خوددارى كردن ؛ و در اصطلاح عبارت است از : موافقت قولى و عملى با مخالف و معاند ، به جهت محفوظ ماندن از ضرر . 2 - دلايل حجيّت تقيّه : همان گونه كه اشاره شد ، تقيّه از قواعدى است كه هر عقل سليمى آن را قبول دارد و در مواقع لزوم به آن عمل مىكند . عقل مستقلا حكم مىكند كه هرگاه امر داير شود بين اهمّ و مهمّ ، بايد به اهمّ عمل كرد و مهمّ را ترك نمود ، مثلا : اگر حفظ جان محترمى متوقّف بر گفتن يك دروغ باشد ، كدام عقل سليمى ارتكاب آن را جايز نمىداند ؟ بلى ! آنچه مهمّ است ، تعيين مصداق اهمّ و مهمّ است و اينكه واقعا آنچه ترك مىشود از درجهى اهميّت كمترى برخوردار باشد ، به گونهاى كه عقلا به آن توجّه كنند و در چنين مواقعى ترجيح جانب اهمّ را جايز بدانند . علاوه بر حكم عقل ، آيات و روايات متعدّدى نيز پيرامون اين قاعده وارد شده است كه از مجموع آنها مىتوان به حجيّت قطعى و يقينى قاعدهى تقيّه پى برد . الف : آيات قرآنى : به سه آيه از آيات قرآنى كه مشروعيّت تقيّه از آنها استفاده مىشود ، اشاره مىكنيم : 1 - خداوند - تبارك و تعالى - مىفرمايد : لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ . « 1 » يعنى : نبايد افراد با ايمان غير از مؤمنان ، كافران
--> ( 1 ) - آل عمران / 28 .