مجتبى ملكى اصفهانى

124

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

1 - مخصّص مجمل مفهومى كه مردّد بين اقل و اكثر باشد مانند : علما را اكرام كن . عالمان فاسق را اكرام نكن . اكنون شكّ داريم كه آيا مقصود از فاسق ، عالمى است كه مرتكب گناه صغيره شود يا مقصود آن عالمى است كه مرتكب گناه كبيره مىشود ؟ 2 - مخصّص مجمل مفهومى مردّد بين متباينين مانند اينكه مولا بگويد : علما را اكرام كن . زيد را اكرام نكن ، و زيد نيز مشترك است بين دو نفر كه نمىدانيم كدام يك از آن دو را نبايد اكرام كرد . 3 - مخصّص مجمل مصداقى مردّد بين اقلّ و اكثر مانند اينكه در مثال اوّل مىدانيم مقصود از عالمان فاسق تنها كسانى هستند كه مرتكب گناه كبيره مىشوند و مىدانيم كه ده نفر از ايشان از حكم اكرام تخصيص مىخورند ولى شكّ داريم در پنج نفر كه آيا اين پنج نفر نيز مرتكب كبيره شده‌اند يا نه ؟ پس شكّ در اقل ( ده نفر ) و اكثر ( پانزده نفر ) است . 4 - مخصّص مجمل مصداقى مردّد بين متباينين مانند اينكه در مثال دوّم مىدانيم مقصود از فاسق چيست و همين‌طور به صورت اجمال مىدانيم كه يكى از دو نفرى كه اسم ايشان زيد است ، فاسق است ولى به تفصيل و به صورت مشخص و دقيق نمىدانيم كدام يك از ايشان فاسق است . « 1 » مخصّص منفصل مخصّص منفصل ، آن مخصّصى را گويند كه در كلام مستقل از عام آمده باشد به گونه‌اى كه از نظر عرف ، جزء يا از متممات آن عام به شمار نيايد . فرقى نمىكند كه اين مخصّص منفصل قبل از عام صادر شده باشد يا بعد از عام ؛ فاصله‌ى بين صدور

--> ( 1 ) - اصطلاحات الاصول : 235 .