مجتبى ملكى اصفهانى

114

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

مجاز عقلى را « مجاز حكمى » و « مجاز در اسناد » و « اسناد مجازى » و « مجاز اسناد » و « مجاز در اثبات » و « مجاز در تركيب » نيز مىنامند . مثلا در مثال : بهار گياه را روياند ، مجاز در اسناد است چرا كه روياندن گياه را به بهار نسبت داده‌ايم و اين نسبت دادن مجاز است زيرا در حقيقت بهار گياه را نمىروياند . به عنوان « حقيقت و مجاز » رجوع شود . مجاز عقلى چهار قسم است : 1 - آن مجاز عقلى كه هر دو طرف آن حقيقى باشد مانند : بهار گياه را روياند . 2 - آن مجازى كه هر دو طرف آن مجازى باشد مانند : فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ « 1 » . يعنى در تجارت خود سود نبردند . در اين مثال ، اطلاق ربح ( سود ) در تجارت ، مجاز است . 3 - آن مجازى كه فقط طرف اوّل آن حقيقى است مانند أَمْ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمْ سُلْطاناً « 2 » . يعنى بر ايشان برهانى فرستاديم . 4 - آن مجازى كه طرف دوّم آن حقيقى باشد مانند : فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ « 3 » . در اين آيه شريفه ، اسم « ام » بر « هاوية » مجاز است . يعنى همان گونه كه مادر متكفّل و ملجأ فرزند است ، آتش جهنم نيز متكفّل و مأواى كافران خواهد بود . آيا مجاز عقلى اختصاص به جمله‌ى خبرى دارد ؟ خير ! در جمله‌ى انشايى نيز مجاز وجود دارد مانند يا هامانُ ابْنِ لِي صَرْحاً « 4 » . اى هامان ! براى من كاخى بلند بنياد كن . مجاز لغوى مجاز لغوى يا مجاز در مفرد عبارت است از : استعمال لفظ در معنايى كه لازم

--> ( 1 ) - البقرة / 16 . ( 2 ) - الروم / 35 . ( 3 ) - القارعة / 9 . ( 4 ) - المؤمن / 36 .