مجتبى ملكى اصفهانى

104

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

بنده را از خداوند - تبارك و تعالى دور مىسازد . « 1 » به عنوان « قاعده‌ى لطف » رجوع شود . لغت « 2 » لغت ، آن لفظى را گويند كه براى معنا وضع مىشود و جمع آن لغات است . انواع لغت : 1 - لغت اصلى : آن لغتى است كه در اصل براى دلالت بر معنايى از سوى واضع وضع مىشود و همان گونه كه وضع شده ، استعمال مىشود . 2 - لغت مولّده : لغت مولّده آن لفظى است كه با تغييراتى از لغت اصلى استخراج مىشود . مثلا لغت « بداية » از لغت اصلى « بداءة » استخراج شده است . اين لغت را « مستحدث » و « عامّى » نيز مىگويند . 3 - لغت معرّب : آن لفظى است كه غير عرب آن را براى دلالت بر معنايى وضع كرده و اهل زبان عربى براساس آن وضع آن را استعمال كرده است . مثلا گفته شده كه لفظ « مشكاة » از زبان هندى و لفظ « استبراق » و « سجّيل » از زبان فارسى هستند كه در زبان عربى استعمال شده‌اند . 4 - لغت معجّم : آن لغتى است كه عجم از كلام عرب گرفته باشد با تغييرى جزئى در اصل آن . 5 - لغت مختلف : آن لفظى است كه علماى لغت در اصل عربى يا عجمى بودن آن اختلاف داشته باشند . 6 - لغت معروف : آن لفظى است كه بدون هرگونه تغييرى در زبان عربى و

--> ( 1 ) - عوائد الايّام : 705 . ( 2 ) - كشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم : 2 / 1408 .