الشريف المرتضى

مقدمهء مصحح 27

الذريعة إلى أصول الشريعة

اين أزمنة كتبي در احكام تأليف ميشد يا مشتمل بر اخبارى پراكنده بود چون أصول أربعمائة ويا اگر تا حدودي داراى نظم وترتيب صحيح بود چون « التكليف » أبو جعفر محمد بن علي شلمغانى ، و « النوادر » أبو جعفر احمد قمى ، و « المحاسن » أحمد بن أبي عبد اللّه برقى ، وبهتر از همه « الشرائع » علي بن الحسين بن موسى بن بابويه ، احاديثى بود كه بصورت فتوى تأليف ميشد ، اولين ازمنه‌يى كه ضرورت اجتهاد احساس شد آغاز حدوث غيبت كبرى ( 329 ه ) بود ، در اين أزمنة گرچه مجتهدينى عالىمقام از شيعهء اماميه قدم به عرصهء وجود نهادند چون قديمين : « الحسن بن أبي عقيل العماني » و « محمد بن أحمد بن الجنيد » وبزرگتر از همه « شيخ مفيد » لكن از هيچيك كتابي در علم أصول فقه در دست نيست ، گويند : « شيخ مفيد » كتابي در أصول فقه تأليف كرده كه « أبو الفتح محمد بن علي الكراجكي » كه يكى از بزرگان شاگردان « مفيد » و « مرتضى » بوده تمامى آن كتاب را در « كنز الفوائد » خود گنجانده است ، ونيز رسائلي در بعض مسائل أصول فقه مانند قياس واجماع به وى نسبت داده‌اند « 1 » ، ودر هر صورت قبل از تأليف اين كتاب ، كتاب كاملى در أصول فقه اماميه خصوصا با روشى كه در اين كتاب به كار برده شده وعنقريب بدان أشارت خواهد رفت در دست نيست ، واگر فرضا تأليف ويا تأليفاتى قبل از اين كتاب موجود باشد تنها بعض مسائل متفرقه‌يى است از أصول فقه كه از أهل سنت اقتباس شده است ، بنابراين كتاب « ذريعة » را بايد مهمترين وقديمترين منبع أصول فقه شيعهء اماميه دانست . « سيد » در اين كتاب گرچه تنها آراء أهل سنت چون « أبو حنيفة » و « شافعي » و « جبائيان » : « أبو على » و « أبو هاشم » و « أبو الحسين البصري » و « نظام » و « أبو العباس بن شريح » و « أبو بكر الفارسي » و « قفال » و « أبو القاسم البلخي » وأمثال آنان را نقل كرده ولى چون در هر مسأله از مسائل علم أصول مانند سائر علوم ، خود داراى نظري متين ورأيي رزين است تأليف اين كتاب را بايد مبدأ تاريخ استقلال علم أصول شيعهء اماميه دانست « 2 » . 2 - از اين جهت كه « سيد مرتضى » در اين كتاب چنانكه خود در مقدمه گويد « 3 » مسائل أصول فقه را از مسائل أصول دين جدا كرده است درحاليكه در كتبي كه قبل از اين كتاب تأليف ميشده مسائل اصولين به يكديگر خلط ميشده است « 4 » . « سيد » در اين كتاب در هر مسأله آراء دانشمندان عامه را نقل وادلهء ايشان را به تفصيل ذكر كرده ودر مقام نقد برآمده وبالآخرة مختار خود را با تحقيقى كافى ووافى اثبات كرده ودر برخى از موارد نظر بعضي از ايشان را صحيح دانسته وادلهء آنان را تأييد ، ويا ادلهء جديدى بر مختار خود اقامه كرده است .

--> ( 1 ) - رجوع شود به روضات الجنات ترجمهء شيخ أبو الفتح كراجكى ص 552 ومقدمهء تهذيب چاپ نجف نوشتهء « خرسان » ( 2 ) - منظور از علم أصول علم به معنى مصطلح است والا بدون شك منابع قسمتى از علم أصول شيعه را بايد در سخنان امامان آنان جستجو كرد . ( 3 ) - رجوع شود به ص 2 و 3 از همين نسخه . ( 4 ) - براي نمونه به كتاب « المغنى » تأليف قاضى « عبد الجبار » معتزلي مراجعه شود .