القاضي ابن البراج
مقدمه 39
شرح جمل العلم والعمل
اينست كه فقه بمعنى بصيرت و غوررسى در امور است كه مرتبه كامل فهم و علم است . و به همين ملاحظه درمورد اصطلاح فعلى كه نحوه خاصى از بصيرت در دين است استعمال شده منتهى متقدمين به اين لفظ ، بصيرت در اعمال جوانحى و قلبى را و متأخرين بصيرت و غور در وظايف جوارح را اصطلاح نمودهاند . در حديث آمده : لا يفقه العبد كل الفقه حتى يمقت الناس في ذات اللّه . . . الخ . . و چنان كه مشاهده مىشود در اين عبارت همان كمال در دين مراد است . احكام تكليفيه و وضعيه : بارى مراد به احكام كه در تعريف فقه آمده ، أعم از احكام تكليفيه و وضعيه است زيرا احكام تكليفيه وظائف مقرره از ناحيه شرع است كه از لحاظ اقتضا و تخيير پنج صورت پذيرفته و هريك بنامى موسوم است . توضيح اينكه : خطاب يا مقتضى فعل است و آن دو صورت دارد : 1 - اقتضاى شديد ( يعنى با منع از ترك آن ) 2 - اقتضاى غيرشديد ( يعنى با تجويز ترك ) . كه از أول تعبير بوجوب و از دوم بند ب و استحباب شده و چنانچه خطاب مقتضى منع باشد نيز دو صورت دارد : 1 - اقتضاى شديد ( يعنى با منع از فعل ) كه از آن تعبير به حرام و محظور شده . 2 - اقتضاى بدون شدت ( يعنى با تجويز فعل ) كه مكروه ناميده شده . و چنانچه در خطاب اقتضاى فعل و تركى نباشد تخيير و اباحه نامند . احكام وضعيه - مراد به احكام وضعيه حكم بر چيزى به سببيت و يا