القاضي ابن البراج

مقدمه 37

شرح جمل العلم والعمل

گرائيدم و از جاده مستقيم آئين بيراهه پيمودم شما چه خواهيد كرد ؟ يكى از حاضران بپاى ايستاده گفت ترا با اين شمشير ( و اشاره بشمشير خود كرد ) راست ميسازيم . خليفه وى را تحسين كرد زيرا مشاهده نمود مردم به أصل ( مسئوليت عمومى ) چنان كه بايست متوجهند . علاوه‌براين سرپرست هر اجتماعى را ولو كوچك باشد ( مانند خانواده ) مسئول آن جمع قرار داده و فرموده ( كلكم راع و كلكم مسؤل عن رعيته ) . 2 - تخلف از قانون را فقط بمجازات دنيوى محدود نساخته بلكه در مقابل هر جنايت و گناهى مكافات اخروى تعيين كرده و گروندگان را از كيفر آخرت ( كه جايگاه ابدى بشر است ) بيم داده و فرموده : « فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ » ، « و الناس مجزيون باعمالهم ان خيرا فخير و ان شرا فشر » الخ . . . و نيز براى خوبىها تنها بمنافع دنيوى و تقدير اولياى امور اكتفا ننموده بلكه پاداشى را كه بر كار نيك در عالم جاويد آخرت براى نيكوكاران تعيين فرموده قابل نسبت با جزاى دنيوى نيست . « و من يعمل من الصالحات و هو مؤمن فلنحييه حيوة طيبه » . و گاهى عمل نيك را بگندمى كه در دل خاك پنهان شود مثل زده كه زمانى سر از تيره خاك برآورد و با سنبله‌هاى خود اضعاف مضاعفى به برزگر پاداش ميدهد . 3 - قوانين موضوعه بشرى خالى از جهات اخلاقى و تربيتى و باصطلاح خشك است بخلاف مقررات شرعيه كه درعين ضمانت اصلاحى شامل جهات اخلاقى است مثلا درمورد قصاص بااينكه باولياء مجنى عليه حق تقاص يا گرفتن ديه داده عفو و بخشش را به پرهيزگارى نزديكتر شمرده و ميفرمايد « وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى » . 4 - تأديه جهات مالى اسلام چون در پرتو اعتقاد صورت ميگيرد با