القاضي ابن البراج
مقدمه 18
شرح جمل العلم والعمل
بن محمد درشتى ( يا دورستى ) رازى را بايد شمرد . چهاينكه اين شيخ ، از اكابر علماى اماميه عصر خويش ( و استاد حديث شيخ طوسي ) است كه از شيخ مفيد و سيد مرتضى نيز روايت مىنموده . گرچه اين دانشمند در رى ساكن بوده است . ولى از آنجا كه مفيد و مرتضى از وى روايت كردهاند و اين دو در بغداد ميزيستهاند ، مسلما وى مدتى در بغداد بسر برده است . و بعيد است قاضى از چنين شخصيتى استفاده ننموده باشد . سلار ديلمى : همچنين ابويعلى حمزة بن عبد العزيز را ( كه در فقه ، مراسم از تأليفات اوست ) بايد در شمار اساتيد قاضى دانست . چهاينكه سلار ( كه در فنون ادب و علوم دين مسلم بوده است ) و خود نزد شيخ مفيد و سيد مرتضى تلمذ كرده و گاهى بهنيابت سيد مرتضى درس ميفرموده است ، بعيد است مورد استفادهء قاضى نباشد . گرچه اين دانشمند ، اخيرا در خسروشاه تبريز رحل اقامت افكنده بود و در همانجا درگذشت ، ولى چون كرسى درس سيد مرتضى را ( كه قاضى در آن محضر حضور مييافته ) اداره ميكرده است ، صحيح است كه قاضى را در شمار شاگردان وى بدانيم نيز بحدس قوى وى حوزهء مستقلى نيز داشته است كه علىالقاعده قاضى از آن بهره ميبرده است . صهرشتى : نام اين دانشمند ، سليمان بن حسن و مكنى بابى الحسن است كه نزد سيد مرتضى و شيخ طوسي تلمذ كرده و با قاضى معاصر بوده است و در فقه كتاب « الاصباح » را نوشته ، و از اكابر زمان خود روايت مينموده است بنابراين بعيد نيست كه قاضى از وى روايت كرده باشد .