الشيخ الطوسي ( مترجم : عبد الحسين مشكوة الدينى )
مقدمهء مترجم 18
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى )
مىكند فهرست مانند مىآورد و مشخص مىنمايد كه چه چيزهائى ذكر خواهد كرد . و يادآورى شد كه اين كار به تنظيم و تكميل نسخه چه اندازه كمك بود . 2 - هنگام شروع به مطلب ، نخست قضيهء مورد بحث را عنوان مىكند ، و پس از تعريف موضوع و كليات مربوط به آن دليل اثبات قضيه را مىآورد ، پس از آن نظر ديگران ، و قضاياى فرعى و ابهاماتى كه شايد پيش بيايد ، يا پيش آمده باشد ، به طورى كه در مصاحبههاى حضورى مطرح مىشود ، در قالب سؤال و جواب مىآورد ؛ و چنان مجسم مىكند كه گوئى دو نفر روبرو نشستهاند ، يكى چيزى مىپرسد و ديگرى به او پاسخ مىدهد . و اين روش تا آن زمان كمتر به كار مىرفت و شيخ از اول تا آخر اين كتاب همين روش را پيشه كرده است . 3 - در اين كتاب ، و شايد در كتب ديگرش همان گونه كه در مقدمهاش ، خود شيخ اجمالا اشاره كرده است ، براى تحقيق در اثبات مسائل دو راه پيش گرفته ، و در بيشتر جاها از هر دو روش استفاده مىكند ؛ يكى استخراج تعريف براى موضوع قضايا از تتبع موارد ، و از مشاهدات و تجربههاى درونى . و ديگرى روش تحليل مفهوم موضوع ، به اجزاى ذهنى و جستجو از لوازم عينى آن است ؛ زيرا نخست برحسب روش تجربى خود ، به تتبع موارد استعمال نام موضوع پرداخته و مفهوم معينى را برايش قطعى مىكند ، و سپس تعريف منطقى آن مفهوم را بدست مىآورد و اجزاء مفهومى و حدى ، يا رسمى آن را ، با شاهد گرفتن موارد عرفى و اصطلاحى ، استخراج مىكند ؛ و پس از تعيين اجزا و لوازم عقلى و عرفى آن ، به توضيح رابطه ما بين موضوع با لوازم كه محمولات بر آن موضوع مىباشند مىپردازد ، تا آنهائى كه رابطهء على و معلولى ميانشان موجود است ، و در حال وجود و عدم همراه با يكديگرند ، از محمولات ديگر مشخص كند . و از اين راه قضاياى مطلوب را اثبات يا نفى مىكند . گاهى براى ثابت كردن رابطهء على و معلولى يا رابطهء تضاد و نفى كردن آن ، موضوع را از راه نفى و اثبات تقسيم مىكند تا شمارهء اقسام و اصناف را قطعى نمايد ؛ و پس از آن به بررسى يكايك آن اصناف مىپردازد تا ثابت كند كه در همهء اصناف آيا رابطهء عليت يا تضاد ميان آنها موجود هست يا نيست ، تا نفى و يا اثبات قضيهء مورد نظر را مسلم نمايد . 4 - در هر جا از اين روش منطقى نتواند قضيهاى را ثابت كند ، نظر عمومى اهل تحقيق را سند مىگيرد ، و هر قضيهاى را همهء فرق اسلامى بدون شك و ترديد ، پذيرفته باشند ، زيرا عنوان اجماع ، سند قرار مىدهد . 5 - شيخ چون در پىجوئى از صفات روحى و معنوى كه محسوس نيستند ، براى نوع انسان هيچ راهى جز اين نمىيابد كه آنچه را در خود مىبيند ، مقياس ، و