الشريف المرتضى ( مترجم : رحيمى )

51

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى )

تنزيه ابراهيم عليه السّلام ابراهيم عليه السّلام و نسبت نارواى كفر و نافرمانى سؤال : معنى اين سخن خداى متعال كه به نقل از ابراهيم عليه السّلام فرموده است : فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ . فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ . فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ « 1 » چيست ؟ آيا ظاهر آيات مقتضى اعتقاد موقت ابراهيم عليه السّلام به ستارگان نبوده است ؟ اگر چنين باشد ، به اعتقاد شما اين امر چگونه براى پيامبران عليهم السّلام رواست ؟ پاسخ : دو پاسخ براى اين سؤال قابل طرح است : نخست اينكه ابراهيم عليه السّلام اين سخن را در مهلت تدبّر ( در آفرينش ) گفته است و آن‌گاه كه عقل وى به كمال رسيده ، شروط تأمّل قلبى و انگيزه‌هاى تفكّر و تأمّل در آن فراهم آمده‌اند ، چنين سخنى را بر زبان نرانده است زيرا ابراهيم عليه السّلام عارف به خداى متعال آفريده نشده ، حصول معرفت او به خدا زمانى بوده است كه خداوند متعال عقل او را كامل كرده و ترسش را از ترك توجه به اين انديشه‌ها و ظواهر و ديدن

--> ( 1 ) - انعام ( 6 ) آيهء 76 - 78 . هنگامى كه [ تاريكى ] شب او را پوشاند ، ستاره‌اى ديد ؛ گفت : اين خداى من است ؟ امّا هنگامى كه غروب كرد گفت غروب‌كنندگان را دوست ندارم . و هنگامى كه ماه را ديد ( كه سينهء افق را ) مىشكافد ، گفت : اين خداى من است ؟ امّا هنگامى كه ( آن هم ) افول كرد گفت : اگر پروردگارم مرا راهنمايى نكند مسلما از جمعيت گمراهان خواهم بود . و هنگامى كه خورشيد را ديد ( كه سينهء افق را ) مىشكافت ، گفت : اين خداى من است ؟ اين ( كه از همه ) بزرگتر است . امّا هنگامى كه غروب كرد گفت : اى قوم ! من از شريكهايى كه شما ( براى خدا ) مىسازيد بيزارم .