الشريف المرتضى ( مترجم : رحيمى )

44

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى )

چيز ديگرى خواستى ، با اين تأويل ، مىتوان مورد ضمير را از آغاز تا انجام آدم و حوا عليهما السّلام دانست . و اگر گفته شود : با اين توضيح ، معنى فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ « 1 » چه بوده ، چگونه خداوند ( منزه ) برتر از آن است كه از او فرزندى ديگر خواسته شود ؟ مىگوييم : خداوند خود را از اينكه فرزند ديگرى بخواهند منزه نكرده است بلكه خود را از اينكه چيزى را شريك خدا قرار دهند تنزيه مىكند و اينكه اين سخن از حكم ( مطلب ) اول قطع شده ، متعلق به آن نباشد نيز ممتنع نيست . خداوند مىفرمايد : أَ يُشْرِكُونَ ما لا يَخْلُقُ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ « 2 » . در اين آيه خود را از اين شرك منزه دانسته است نه از آنچه پيش از آن ذكر نمود . و قطع لفظ در حكم از آنچه در ظاهر به آن مرتبط است نيز ممتنع نبوده ، نمونهء آن در قرآن و كلام عرب ، بسيار است « 3 » . زيرا معمول عرب آن است كه رعايت لفظ را بيش از رعايت معنى در نظر دارد . و با اين تأويل ، گويى فرموده است جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما « 4 » و طلب فرزند را اراده كرده است . و عَمَّا يُشْرِكُونَ را براى مطابقت با لفظ نخست آورده است . اگرچه عبارت دوم به خداوند متعال بازمىگردد . زيرا خداوند از داشتن فرزند و مانند آن منزه و برتر است . نظير آن ، سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است آنجا كه از ايشان دربارهء عقيقه سؤال شد و آن حضرت فرمود : لا احبّ العقوقة و من شاء أن يعقّ عن ولده فليفعل « 5 » كه در آن دو واژهء « عقوقه و ان يعق » از نظر لفظ با يكديگر مطابق ولى از نظر معنى مختلفند . و اين ، در سخن عرب رايج است . نكتهء پايانى ؛ حديث مورد ادّعا در اين موضوع ، قابل اعتنا نيست ، زيرا معيار سنجش روايات ، عقل و آنچه مخالف مقتضاى عقل باشد مردود است . اخبار مربوط به جبر و تشبيه نيز از همين جهت پذيرفته نمىشوند ، ما آنها را رد كرده و چنانچه گريزگاه آسانى داشته باشند ، تأويل مىكنيم ، البته همهء اينها در صورتى است كه روايت با سندى صحيح و غير قابل ترديد نقل شده باشد . در حالى كه خبر مذكور را « قتاده » از « حسن » و او از « سمره » نقل نموده است و « سمره » به راوى يا

--> ( 1 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 190 . خدا برتر است از آنچه كه شريك او قرار مىدهند . ( 2 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 191 . آيا آنچه را كه چيزى نيافريده ، بلكه خود آفريده شده است ، شريك او قرار مىدهند ؟ ( 3 ) - در يكى از نسخه‌ها چنين است : شريف مرتضى دربارهء « جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ » گفته است : نكته : اگر دومى ( خواسته دوم ) . چيزى متفاوت از خواستهء اول باشد زيرا عادت عرب . . . ( 4 ) - در آنچه به آنان داد ، شريك قرار دادند ( خواسته‌اى ديگر را ابراز داشتند ) . ( 5 ) - من ( عاق ) ستم فرزند بر پدر و مادرش را دوست ندارم ، اما هركه مىخواهد براى فرزندش عقيقه كند ، چنين كند .