الشريف المرتضى ( مترجم : رحيمى )
40
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى )
است ، اقدام كردهاند . و كسانى كه به صغيره بودن معصيت آدم عليه السّلام معتقد بوده آن را سزاوار عقاب نمىدانند . چارهاى جز پذيرش چنين تأويلى ندارند . از طرفى چگونه مىتوان تصوّر نمود كه خداوند متعال پيامبرش را با راندن از بهشت يا مجازات ديگرى تنبيه كند در حالى كه تنبيه قرين تحقير و كوچك شمردن است و چگونه كسى كه ما مأمور به تعظيم و بزرگ شمردن به او از جانب خداوند هستيم ، شايستهء تحقير و استخفاف از ناحيهء ما و خداوند مىشود ؟ و چه كسى به فردى كه مورد استخفاف ، تحقير و تنبيه قرار گرفته است ، اعتماد يافته و به او ايمان مىآورد ؟ و [ بىشك ] تنها كسانى نظير چنين چيزهايى را براى پيامبران جايز مىدانند كه حقوق ايشان را نشناخته ، مقتضاى مقام [ رفيع ] آنان را نمىدانند . وحى نمودن شيطان به حوّا در مورد نامگذارى فرزندش عبد الحارث سؤال : نظر شما دربارهء آيه هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ « 1 » چيست ؟ آيا ظاهر آيه مقتضى وقوع معصيت از سوى آدم عليه السّلام نيست ؟ زيرا پيش از اين آيه از شخص ديگرى جز آدم عليه السّلام و همسرش نامبرده نشده است تا اين ضمير ( كنايه ) را به او برگردانيم . « نفس واحده » آدم عليه السّلام و « آفريده شده از او » همسرش حواست . و همان گونه كه مىبينيد ظاهر آيه مبيّن منظور ما مىباشد . ضمن آنكه در حديث آمده است : ابليس - لعنة اللّه - به هنگام باردار بودن حوا بر او ظاهر شد . حوا از كسانى بود كه هيچيك از فرزندانش زنده نمىماند ، پس شيطان به او گفت : اگر دوست دارى فرزندت زنده بماند او را « عبد الحارث » بنام . و اين در حالى بود كه شيطان « حارث » ناميده شده بود پس چون فرزندش به دنيا آمد او را به اين نام ، نامگذارى كرد و به همين دليل خداوند فرمود : جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما .
--> ( 1 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 189 - 190 . او خدايى است كه شما را از نفس واحدى و همسرش را نيز از جنس او قرار داد تا در كنار او بياسايد . سپس هنگامى كه با او نزديكى كرد حملى سبك برداشت كه با وجود آن به كارهاى خود ادامه مىداد و چون سنگين شد هر دو از پروردگار خويش خواستند ( كه فرزندى صالح به آنان دهد و عرضه داشتند ) اگر فرزند صالحى به ما دهى از شاكران خواهيم بود . امّا هنگامى كه فرزند صالحى به آنان داد ( موجودات ديگر را در اين موهبت مؤثر دانستند ) و براى خدا شريكهايى در اين نعمت كه به آنها بخشيده بود قائل شدند ، خداوند برتر است از آنچه شريك او قرار مىدهند .