محمد رضا حكيمى

39

مير حامد حسين ( فارسى )

حقيقتى است افتخار آميز و عزت بخش و روشنگر پيشينه‌هاى عزيز اسلام ، كه پيشرو كاروان علم و تمدن بود . اما ، چه شد كه ركود يافت ، و با آنهمه ميراث ارزنده و تسلط بر تاريخ و بشريت و علم و انديشه و تمدن ، هم اكنون - و بلكه از چند قرن پيش - به چنين روزها نشست ؟ اگر از ساده نگرى به تاريخ بگذريم ، و اندكى در جبرو اختيارهاى تاريخ دقيق شويم ، مىبينيم كه اين دانش و گسترش را به جاى آنكه در جاودانگى تفوق اسلام به كار گيرند ، حكمروايان در راه ديگرى ، به كار گرفتند ، بويژه دانشهاى عقيدتى را ، در راه ايجاد تفرقه ، و از - ميان بردن استقلال و وحدت انديشه‌اى اجتماع به مصرف رسانيدند . مورخ ياد شده مىگويد : از امتيازهاى اين دوره ( سدهء نخستين عباسى ) ، آزادى فكر از بند تقليد بود ، مگر آنجا كه به دولت و خلافت برخورد كند . و به همين علت بود كه در اين روزگار بجز فرقه‌هاى متعدد اسلامى كه به وجود آمدند ، بدعتهاى دينى . . . بسيار شد . . . و چه بسا كه چند برادر ، در يك خانه ، داراى چند مذهب بودند . براى نمونه ، از شش پسر ابى الجعد ، دو تن شيعه ، دو تن مرجئه ، و دو تن خارجى بودند [ 1 ] . 9 - طرحهاى دشمنانه به اين چشم انداز نگاه كنيد ! اگر بواقع مقصود آنان آزادى -

--> [ 1 ] . « تاريخ آداب اللغة » ، ج 2 / 19 .