محمد رضا حكيمى
30
مير حامد حسين ( فارسى )
در سدهء چهارم ، با آنكه علوم توسعهيافته و دنياى اسلام پهناور گشته است ، اما وحدت انديشه و اعتقاد از ميان رفته است و مكتبها و مدرسههاى مختلف ، به آموختن مذاهب گوناگون سرگرمند . و اين چگونگى ، از نظر حكمروايان ، بسى سودمند بود . چون اسلام اصيل با خواستههاى آنان منافات داشت ، و مسلمانان متحد و يك عقيده ، دوش خود را زير بار قدرت آن جباران خرد نمىكردند ، زيرا كه اسلام با شعار خويش ، بشر را از هر گونه پرستش و كرنشى ، جز پرستش خدا ، رها ساخته بود . و اين خود نوعى عزت و غرور و عصيان مىآفريد . و سطح اجتماع مؤمن را ، چنان قلههاى سركش ، بالا مىبرد ، و با باروهاى بلند مرزبانى مىكرد ، و از هر گونه دسترس فراتر مىداشت ، و جامعهاى يكپارچه خلق مىكرد . ليكن اينها هنگامى محقق مىشد كه راه پيامبر ، درست تعليم داده شود ، و درست پيموده گردد . و پيامبر يك راه بيشتر نياورده بود ، و به بيشتر از يك راه سفارش نكرده بود ، پس آنهمه مذهبها و مسلكها چرا ؟ 7 - كنار گذاشتن راهنمايان ( اسلام منهاى امامت ) پيامبر اكرم « ص » براى توسعهء تعاليم اسلامى و حفظ حدود راه درست ، راهنمايان و مربيان الاهى را معرفى كرده بود ، و آموزگاران بزرگ را شناسانده بود . و آن آموزگاران مورد احترام و ارادت جامعهء اسلام نيز بودند ، اما سياستمداران همواره مردم را ، به وسايل گوناگون ، از آنان دور مىداشتند ، و آنان