السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : خاكرند )
21
نمونه هاى ايثار 5 - فرزندان امام حسن ( ع ) در كربلا ( فارسى )
اين عثمانى است ! گويا از نقره آفريده شده است . « 1 » آنان فرود آمدند . پس از لحظهاى مردى از سوى ابى جعفر منصور وارد شد و گفت : محمّد بن عبداللَّه عثمانى كيست ؟ برخاست و با وى بيرون رفت ، پس از لختى صداى شلاق به گوش رسيد . وى گفت ، عثمانى را بازگرداندند و گويا سياه پوست شده بود زيرا شلاقها رنگ پوست او را تغيير داده و خون از بدنش جارى شده بود و ضربات تازيانه يك چشم او را از بين برده بود . « 2 » نزد برادرش عبداللَّه بن الحسن قرار گرفت و گفت : تشنهام . عبداللَّه بن الحسن فرياد برآورد : چه كسى فرزند رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم را آب مىدهد . فردى خراسانى آب گوارايى به وى داد و سيراب گرديد . پس از مدّتى ابوجعفر از محمل با ربيع زندانبان وى ، فرود آمدند و عبداللَّه بن الحسن به وى گفت : اى اباجعفر به خدا سوگند ما با اسراى شما در روز بدر « 3 » چنين نكرديم . وضع زندان عبداللَّه بن الحسن بسيار هولناك و در عين حال رقّتانگيز بود و عبداللَّه بسيار كهنسال بود . وضع اين زندان چنانچه ذكر شد قبل از قيام و انقلاب معروف او نيز اين چنين بود .
--> ( 1 ) - بدليل رنگ سفيد پوستش به وى نقرهاى مىگفتند . ( 2 ) - در جريان شكنجه چشم وى كور و در روايتى از چشمش خون جارىگرديد . ( 3 ) - رجوع شود به كتاب مقاتل الطالبيّين ، ص 149 - 150 .