السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : خاكرند )

29

نمونه هاى ايثار 4 - حضرت مسلم ( ع ) ( فارسى )

عبداللَّه بن عباس به وى گفت : هر كس همانند تو چنين هدفى و خواسته‌اى داشته باشد و اين گونه مصيبتى بر او وارد شود ، نخواهد گريست . مسلم گفت : به خدا سوگند براى خود نگريسته‌ام ، زيرا كشته شدن ميراث خاندان من است ولى بخاطر اهل بيتى كه در راه هستند ، گريه مىكنم ، من بخاطر حسين بن على عليهما السلام و خاندان او گريانم . سپس به بعضى از افرادى كه گرد او جمع شده بودند توصيه كرد كه پيامش را به حسين عليه السلام برسانند و به او بگويند كه مسلم چنين گفت : پدر و مادرم فدايت ، با خانواده خود بازگرد ، اهل كوفه به تو خيانت كرده‌اند ، اينان همان ياران پدرت هستند كه آرزو داشت با مرگ و يا كشته شدن ، از آنان جدا گردد ، اهل كوفه به تو نيرنگ زده‌اند و نيرنگ‌بازان داراى انديشه و رأى نخواهند بود . « 1 » ايمان فرزند عقيل و صداقت و يقين و ارتباط وى به خداوند متعال و پيامبر اكرم و امام موجب گرديد كه به سختيها و مصيبتهايى كه در پيش رو داشت ، فايق آيد و عليرغم زخمها و جراحات و اسارت ، هنوز مقاوم بود . بر آستانه كاخِ والى كوفه ، پسر اشعث منتظر اجازهء ورود بود ، يكى از چاپلوسان كه زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح داده ، بنام

--> ( 1 ) همان ص 354 .