السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : خاكرند )
16
نمونه هاى ايثار 4 - حضرت مسلم ( ع ) ( فارسى )
ابن زياد از هانى خواست تا مسلم را تحويل دهد ، و زمانيكه تكذيب نمود ، معقل با او روبرو گرديد و مجبور شد تا اعتراف نمايد ولى تأكيد كرد كه او را تحويل نخواهد داد و گفت : به خدا سوگند او را تحويل نخواهم داد ، تصور مىكنى كه بايد ميهمان را تحويل دهم تا او را به قتل برسانى ! ! ابن زياد دستور داد تا وى را نزديك بياورند . سپس او را تهديد نمود و گفت : به خدا اگر او را تحويل ندهى ، گردنت را خواهم زد ، هانى پاسخ داد به خدا سوگند پس خواهى ديد كه پيرامون كاخت شمشيرها زياد خواهد شد ، ابن زياد گفت : از شمشير مرا مىترسانى ! ! سپس با چوب خيزران به سر و صورت او كوبيد تا اينكه بينى او شكست و خون بر سر و صورت وى جارى گرديد . هانى با حركتى سريع ، شمشيرى را كه در نيام يكى از نگهبانان بود ، بدست آورد و ميخواست بدين وسيله از خود دفاع كند . ابن زياد گفت : با اين كار از دين خارج شدى و خون تو مباح است . پس از مدتى هزاران نفر از افراد قبيله هانى ، دارالاماره ابن زياد را محاصره كردند . ولى ابن زياد شريح قاضى را كه نقش بسيار كثيفى در تحكيم حاكميّت ديكتاتورى بنىاميه و مخالفت با حركت رهايىبخش مسلم بن عقيل داشت ، مأمور كرد تا از ظاهر دينى خود استفاده كند و به آنان اطلاع دهد كه هانى زنده است و هيچ خطرى او را تهديد نمىكند ! !