السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : شريعت )
45
نمونه هاى ايثار 2 - حضرت زينب ( س ) ( فارسى )
زينب كوفيان را درهم مىكوبد حذيمبنشريك الاسدى چنين روايت مىكند : چون علىبنالحسين زينالعابدين عليه السلام همراه با زنان از كربلا رسيد در حالى كه بيمار بود ، چون زنان كوفى شروع به گريه و زارى كردند و گريبانهاى خويش دريده بودند و مردان همراه زنان گريستند ، زينالعابدين عليه السلام با صدايى نزار و درحالى كه بيمارى او را فرسوده كرده بود گفت : « اينان گريه مىكنند ! چه كسى جز اينان دست به خون ما آلود ؟ » سپس زينب دختر على بن ابى طالب به مردم اشاره كرد كه ساكت شوند . حذيماسدى گويد : به خدا سوگند هيچ زن را سخنورتر از او نديدهام ، چنان كه انگار او سخن مىگفت ، ولى كلمات از زبان اميرمؤمنان بيرون مىآمد . او به مردم اشاره كرد كه ساكت باشند . نفسها در سينه حبس شد و زنگها از صدا افتاد . سپس زينب پس از ستايش خداى تعالى و درود بر پيامبرش سخن گفت . . . زينب عليها السلام به نيكويى به حمد و ثناى پروردگار پرداخت و چون به نام مبارك پيغمبر رسيد بر او به نيكويى درود فرستاد و اين آغاز شكوهمند خطبهء او بود كه با صدايى گيرا توجه همگان را به خود جلب كرد . همهمهها فرو نشست و نفس در سينهها حبس شد . سپس تازيانهء شماتت و ملامت را مثل تندرى غرّان به دست