السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : شريعت )
40
نمونه هاى ايثار 2 - حضرت زينب ( س ) ( فارسى )
ب : برخورد رو در رو در كوفه و شام و مدينه و سپس در مصر و شام ، آن حضرت با مردم سخن مىگفت و آنها را عليه قدرت اموى بر مىشوراند و آنچه را كه بر آنها در بيابان طف رفته بود و فلسفهء قيام حسين عليه السلام را در مقاومت عليه سلطنت غاصب براى مردم مىگفت . بعضى از اين برخوردها در تاريخ بجا مانده و برخى ديگر نيز محو شده ؛ ليكن ما با استفاده از آنچه كه تاريخ ياد كرده مىتوانيم آنچه را كه تاريخ از ذكر آنها غافل شده دريابيم . زينب عليها السلام از همان آغاز قيام حسينى ، در تمهيد آن شريك بود ؛ مثلًا برخى روايت مىكنند كه در شب عاشورا ، زمانى كه امام حسين عليه السلام وظيفهء محافظت از خيمهها را به برادر دلاورش عباس عليه السلام سپرد و عباس نيز با هوشيارى و احتياط تمام به پاسدارى از خيمهها مشغول بود ، ناگهان شبحى ميان خيمهها مىبيند ؛ مىگويد : « كيستى ؟ » زينب بود . عباس گفت : « چه شده كه در اين شب تاريك بيرون آمدهاى ؟ » گفت : « آمدم تا با تو چيزى بگويم . » عباس گفت : « بگو . » سپس زينب براى عباس حكايت كرد كه چگونه پدرش پس از وفات مادرش فاطمه عليها السلام از برادرش عقيل خواست كه زنى را به او معرفى كند كه دلاور زادهء عرب باشد .