السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : شريعت )

34

نمونه هاى ايثار 2 - حضرت زينب ( س ) ( فارسى )

آنچه گفته مؤاخذه نكنند . » ابن زياد به زينب گفت : « خداوند دل مرا از طاغيان و عاصيان مرتد خاندانت خنك كرد . » زينب پاسخ داد : « به خدا سوگند كه تو سرور مرا كُشتى و شاخه‌ام را شكستى وريشه‌ام را ( از زمين ) گسستى ، اگر دل تو از اينها خنك مىشود پس حتماً خنك شده است . » ابن زياد گفت : « اين سجع پردازى است و بجان خودم سوگند كه پدرت هم سجع پردازى شاعر بود . » زينب گفت : « ابن زياد ! زن را با سجع پردازى چه كار ؟ ! » و افزود : « من به‌جاى سجع پردازى كار ديگرى دارم ، من از اين در شگفتم كه چگونه كسى از كشتن امامان خود خشنود مىشود ، در حالى كه مىداند آنها از وى در آخرت انتقام مىگيرند . « 1 » » هان كه او زنى شيردل ، شكيبا ، دانشور ، حكيم و . . . بود . زينب عليها السلام احساس مىكرد كه اول مسئول حفظ جان امام على بن الحسين عليهما السلام و بعد مسئول حفظ جان ساير اسيران خاندان پيغمبر است و به خوبى هم از پس اين مسئوليت بر آمد . در مجلس يزيد سركش ، آنگاه كه يكى از فرماندهان ، فاطمه دختر على عليه السلام را كه زيبارو بود از وى درخواست كرد و گفت : « اى يزيد ! اين دخترك را به من ببخش . » آن دختر به دامان

--> ( 1 ) همان / ص 116 .