السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : شريعت )
29
نمونه هاى ايثار 2 - حضرت زينب ( س ) ( فارسى )
چون خواهرش زينب صديقه اين اشعار را از زبان امام شنيد ، فرياد بر آورد : « واى من ! كاش مرگ زندگى مرا خاتمه بخشد . » سپس مصائبش را كه در طول زندگى ديده و چشيده بود به ياد آورد و گفت : « امروز مادرم فاطمه و پدرم على و برادرم حسن مردند . اى خليفهء گذشتگان و بازماندهء زندگان . » حسين به او نگريست و فرمود : « خواهر ! مبادا شيطان شكيبايى تو را ببرد . » آنگاه چشم امام پر از اشك شد و فرمود : « اگر گربه را وانهند مىخوابد . » زينب گفت : « واى از اين مصيبت ! آيا چنين از ما مىگريزى ؟ اين دل مرا بيشتر مجروح مىدارد و بر من گرانتر مىآيد . » سپس به صورت خود كوفت و گريبان دريد و از هوش رفت وانما الامر الى الجليل * و كل حى سالكُ سبيلى پس از آنكه زينب به هوش آمد ، حسين عليه السلام به او فرمود : « خواهرم ! تقواى خدا پيشه كن و به سكينت الهى خود را آرام بخش و بدان كه زمينيان و آسمانيان همه مىميرند و كسى زنده نمىماند ، همه رفتنىاند و تنها ذات خداى تعالى است كه پاينده است ، خدايى كه به قدرت خويش خلق را آفريد و باز آنها را زنده مىكند و همه به سوى آن يكتاى يگانه بر مىگردند . »