السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : شريعت )

6

نمونه هاى ايثار 2 - حضرت زينب ( س ) ( فارسى )

زمانى كه در راه خدا بود ، آن خانواده شايسته به خود هموارش مىكردند . زينب و ، پيش از وى ، حسنين اين درس را نيك آموخته و صبر و شكيب را به خوبى تمرين كرده بودند و زينب صبر خويش را براى روزى ديگر ذخيره مىكرد ، روزى كه برايش مقّدر شده بود ، روز عاشورا ؛ روزى كه شاهد فاجعه باشد و ، پس از برادرش ، يكتا چهرهء برجستهء آن [ حماسه ] شود . آرى ، شكيبايى را اندازه‌اى است ، ليكن صبر صديقان را هيچ پايان نيست . چه ، آنها قدرت خويش را از توكل بر خداى و چشم‌داشت پاداش از او فراهم مىكنند ؛ و پيش مؤمن ، تا هر گاه كه پروردگار بزرگش را ياد مىكند ، همه چيز سهل است . زينبِ صديقه صبرى بزرگ داشت ؛ شاهد و پرچمدارِ پيشگامِ هر مصيبتى بود . او بود كه پدرش را در شب نوزدهم ماه رمضان ، شبى كه فرق مباركش در محراب كوفه از هم شكافت ، ميهمان گرفته بود . باز ، هم او در كنار برادرش امام حسن عليه السلام بود ، آن‌گاه كه معاويه به دست جعده مسمومش كرده بود و پاره‌هاى خون بالا مىآورد . معاويه ، جعده دختر اشعث ، همسر امام حسن عليه السلام را به وعده‌هاى مال و منال و ازدواج با يزيد فريفت و واداشت تا او را مسموم كند . كسى چه مىداند ؟ شايد تقدير اين بانوى بزرگوار و پاك را