السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : شوشترى زاده )
46
نمونه هاى ايثار 3 - حضرت على اكبر ( ع ) ( فارسى )
دير شد هنگام رفتن اى پدر * رخصتى گر هست بارى زودتر * * * جواب امام به فرزند خويش گفت كاى فرزند مقبل آمدى * آفت جان رهزن دل آمدى كرده اى از حق تجلى اى پسر * زين تجلى فتنه ها دارى بسر راست بهرفتنه قامت كرده اى * وه كزين قامت قيامت كرده اى نرگست بالاله در طنازى است * سنبلت با ارغوان در بازى است از رخت مست غرورم مىكنى * از مراد خويش دورم مىكنى گه دلم پيش تو گاهى پيش اوست * روكه در يكدل نمىگنجد دودوست بيش از اين بابا دلم را خون مكن * زادهء ليلا مرا مجنون مكن