السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : عليانى )

24

نمونه هاى ايثار 1 - حضرت ابو الفضل العباس ( ع ) ( فارسى )

رسيد هنوز ناييش بود . عباس عليه السلام چشم گشود و گفت : « اى هر كه هستى ! خواهى سرم جدا كنى ، دمى بياساى تا برادرم دررسد و آخرين نگاهم را به او بيفكنم . » حسين عليه السلام گفتش : « اين منم ؛ برادرت . » و سرعباس را به دامان گرفت . اين روايت مىگويد ابوالفضل سرش را برگرفت و برخاك نهاد ، اباعبداللَّه حسين عليه السلام گفتش : « از چه چنين مىكنى برادرم ؟ » در حالى كه نفس‌هاى واپسين را مىكشيد گفت : « برادر ! اينك تو سرم به دامانت مىنهى ؛ ساعتى ديگر كيست كه سر تو را به دامان گيرد ؟ » گذشته از درست و نادرست اين روايت خلاصهء منش عباس عليه السلام در راه برادرش بر چنين ياوريى دلالت مىكند . برادرش را در لحظهء مرگ چنين ياورى كرد . چنان كه كوفتن آب بر آب در حالى كه تشنگى مىتافتش ياورى كردن برادرش بود و اهل بيت طاهرين او .