السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : عليانى )

7

نمونه هاى ايثار 1 - حضرت ابو الفضل العباس ( ع ) ( فارسى )

هديه كنم ؛ پس آن‌گاه غم زدوده مىشد و بندها گشوده . » لكن پرسش حقير اين است كه : « از چه خداى - سبحانه و تعالى - ابوالفضل عليه السلام را به اين ويژگى سترگ بركشيد ؟ » كسى در شرق و غرب زمين خداى را به غم ابوالفضل سوگند نداده جز كه خداى غمش سترده ، چرا ؟ چه رازى است در اين ؟ پاسخ از اين‌سان بود : « ازيرا كه كسى از اصحاب حسين و اهل بيتش ( ع ) چنان به دم سرگشتگى نرسيد كه سرورم عباس در ميانهء رزمگاه به آن رسيد . آنگه كه تنها آرزويش رساندن آب به خيمه‌گاه بود ؛ آنجا كه كودكان از تشنگى مىتافتند . مشكى را كه با بقاياى دستان خون‌چكانش مىكشيد از زندگيش گران‌بهاتر مىدانست ؛ و هزاران تيرانداز رگبارى از تير بر او مىباريدند . عباس راهى كوتاه از ميان نخلستان سوى خيمه‌گاه گزيد بادا كه مشك را از [ شرّ ] دشمنان نجات دهد . اما اصل نوميدى آنجا بود كه عباس ديد تيرى مشك را مىشكافد و آبش فرو مىريزد . همان دم [ گويى ] جانش نيز با آن آب فرو مىريخت . ميان آوردگاه ايستاد ؛ نه دستيش بود كه بدان از امام زمانش حسين عليه السلام دفاع كند و نه دل بستگيى به زندگيش بود . ايستاد ، نوميد از زندگى و رو سوى مرگ . آرى . . . شايد آن‌دم - كه ابوالفضل با تمام صبر و يقينش زيستش - نزد خداى چندان بزرگ است كه خداى يا به باب