السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : عليانى )

4

نمونه هاى ايثار 1 - حضرت ابو الفضل العباس ( ع ) ( فارسى )

مىايستادم ، ديدگانم رو سوى خيمه‌گاه حسين مىكردند ؛ به سوى كربلاى جاويد كه نشان‌هايش و ياد تشنگى فرزندان كوچك و زنان شوىمرده و فرزندكشته [ اش ] را پاس مىدارد . تصوير اين دلاور ايستاده بر رود با آب جستنش از براى اين بىگناهان تكميل مىشد . اين تصوير اثرى آشكار بر دلم مىگذاشت چندان‌كه آنچه رخ داده بود را پيش رويم زنده و ملموس مىيافتم . عباس بر رود ايستاده بود و اسبش را به آب زد ؛ آن‌گاه دستانش را دراز كرد و كفى آب برگرفت و سوى كام از تشنگى خشكيده‌اش برد ؛ چون يادش از تشنگى برادرش آمد آب را بر آب كوفت و به خود سخن‌هايى گفت كه گردش روزگار از جاودانگيشان نكاست : « جانا ! [ روزگار ] پس از حسين [ گاه ] خوارى من است و پس از او مباد بودنم اين حسين است روسوى مرگ ؛ و تو آبى خنك مىنوشى ؟ دور باد ! اين مرام من و كردار درست‌يقينان نيست . » « 1 » و چهرهء عباس هنگام زيارت مرقدش چنين پيش‌رويم شكل مىگرفت و هنگامى كه باخواندن آن زيارت - كه چشم را اشك بار

--> ( 1 ) يا نفس من بعد الحسين هوني * و بعده لا كنت ان تكوني هذا الحسين وارد المنوني * وتشربين بارد المعين هيهات ما هذا فعال ديني * ولا فعال صادق اليقين