محمد مهدى امامى
92
زندگى نامه آيت اللّه العظمى سيد محمد رضا گلپايگانى ( قده ) به روايت اسناد ( فارسى )
خواستههاى آنان را اعلام كرد . همزمان طى مصاحبهاى مطبوعاتى نيز همين مطالب را بيان كرد ، به هر ترتيب با تلاشهاى پيگير امام خمينى قدّس سرّه ، آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه ، مراجع قم و پشتيبانى مردم ، لايحهاى كه مهر ماه سال 1341 به تصويب دولت رسيده بود ، در آذر ماه همان سال لغو شد . « 1 » رژيم پهلوى از تصويب لايحهى انجمنهاى ايالتى و ولايتى اهداف ذيل را دنبال مىكرد : 1 - تضعيف روحانيت و تقويت عمّال بيگانه . رژيم شاه با اين مصوبه ، انديشهى تداوم و تشديد سياست تضعيف روحانيت را در سر مىپروراند ؛ سياستى كه با رحلت آيت الله بروجردى از هميشه نمايانتر شده بود . همانطور كه گفته شد شاه در سوگ اين مرجع بزرگ تنها به علماى نجف پيام تسليت مخابره كرد تا اين تصور را ايجاد كند كه ديگر كانون مرجعيت در ايران نيست و عالمان قم پايگاه اجتماعى - سياسى گذشتهى خود را از دست دادهاند . برداشتن قيد اسلام از شرايط انتخابكنندگان و انتخابشوندگان و قرار دادن سوگند به كتاب آسمانى به جاى قرآن اقدامى در جهت تقويت بيگانگان و غير مسلمانان در كشور به شمار مىآمد و به گروههاى صاحب نفوذ غير مسلمان كه در عمل سياست كشور را در اختيار داشتند فرصت مىداد تا موجوديت خود را اعلام دارند . آيت الله گلپايگانى خطر نفوذ استعمارگران غرب و صهيونيستها و عمال بهايى آنها را در ايران همانطور كه پيشتر به آنها اشاره شد بارها تذكر داده ، خطر آنها را نسبت به مردم ايران و مسلمين جهان برحسب وظيفهى شرعيه متذكر مىشوند و بيان نمودند كه قرآن كريم ، اسلام ، استقلال مملكت و اقتصاد آن در معرض قبضهى صهيونيستها است . معظم له با بيان مطالب ياد شده مستقيما وارد مسائل سياسى مىشوند و روحانيت را كه رژيم به دنبال تضعيف آن بود به عنوان كسانى كه ناجى مردم هستند و خير و صلاح مملكت را تشخيص مىدهند معرفى نموده ، چنين اظهار مىدارند : « . . . اما مردم ايران و مسلمان جهان آگاه و هوشيارند و به اين استقامت و وحدت جامعهى روحانيت بسيار اهميت مىدهند . همه فهميدهاند كه روحانيت
--> ( 1 ) . ر . ك : جمعى از مؤلفان ، پيشين ، ص 75