محمد مهدى امامى

73

زندگى نامه آيت اللّه العظمى سيد محمد رضا گلپايگانى ( قده ) به روايت اسناد ( فارسى )

افاضل ايراد شده ) به طور مناسبى بيان كرده‌اند . ايشان در كتاب « مجمع المسائل » - كتاب خمس - به تلازم اعتقاد به ولايت ائمه و ضرورت تشكيل حكومت اسلامى در زمان غيبت اشاره مىكنند . هم‌چنين درباره‌ى نقش و وظيفه‌ى علما در هدايت جامعه‌ى اسلامى و عدم جدايى روحانيت از سياست مىفرمايند : « . . . رژيمى را كه متجاوز از نيم قرن در منطقه به امر استعمار ، سرسختانه با اسلام ضديت مىكرد و تجاوز به احكام قرآن و تغيير شخصيت اسلامى مملكت و جلوگيرى از ترقى و تعالى جامعه را در برنامه‌هايش قرار داده بود ، ساقط كردند . . . . استبدادگران و عوامل استعمار كه مىگفتند دين از دنيا و روحانيت از سياست جداست و مدّعى بودند كه قدرت ، دين و روحانيت را از قيام در برابر ظلم و بيداد عمّال ارتجاع بازداشته و علما را خانه‌نشين كرده‌اند ، هرگز گمان نمىكردند كه دست قدرت ايمان و اتحاد اسلامى ملت مسلمان كه بلندترين افكار توحيدى و آزادىخواهى را دارند ، چنين از آستين شجاعت بيرون آيد و روز استعمار و استعمارگران را سياه و آن‌ها را مفتضح و رسوا و خيانت‌هايشان را آشكار سازد . . . آنان گمان نمىكردند كه ارشادات علماى اعلام . . . مىتواند چنين انقلاب عظيمى را كه تمام طبقات مملكت در آن شركت دارند و امواج تظاهرات و اعتصابات آن‌ها همه‌جا را فرا گرفته است ، فراهم نمايد . . . » « 1 » حاصل اين‌كه دين و سياست در مواضع سياسى - اجتماعى آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه لازم و ملزوم همديگر و تفكيك‌ناپذير هستند و اين‌كه « ديانت بايد از سياست جدا باشد و علماى اسلام در امور اجتماعى و سياسى دخالت نكنند » ، از گفته‌هاى استعمارگران و عمّال سياسى آن‌ها مىباشد براى اين است كه دين را از تصرف در امور ، دنيا و از تنظيم امور سياسى ، اجتماعى مسلمانان بر كنار سازند . به هر روى ضرورت تشكيل نظام اسلامى حاصل عدم جدايى دين از سياست مىباشد . در نتيجه اعتقاد به ضرورت تشكيل حكومت و برقرارى دستگاه اجرايى و اداره‌ى امور جزيى از فعاليت‌ها و مواضع سياسى ، اجتماعى علماى دين است . چنان‌كه مبارزه و كوشش براى تشكيل نظام

--> ( 1 ) . مركز اسناد انقلاب اسلامى ، پيشين ، ص 656