محمد مهدى امامى

25

زندگى نامه آيت اللّه العظمى سيد محمد رضا گلپايگانى ( قده ) به روايت اسناد ( فارسى )

استاد مىپردازد ، معظم له درباره‌ى اين دوران مىفرمايند : « يك روز من از اول نصاب الصبيان تا فصل « نه زوج نبى » را حفظ مىخواندم و از آن‌جا تا به آخر كتاب را فرزند استاد مىخواندند و روز ديگر به عكس . » « 1 » ليكن دوره‌ى نصاب به پايان نرسيده بود كه متأسفانه فرزند استاد از دنيا مىرود ، در نتيجه اين كلاس تعطيل مىگردد ؛ اما آيت الله با اراده‌ى راسخ و استوار به تحصيل ادامه داده ، از گوگد جهت فراگيرى بيشتر علوم اسلامى راهى شهر گلپايگان شده ، نزد علماى آن ديار مشغول تحصيل مىشوند . مدتى بدين منوال مىگذرد . ايشان در خلال اين چند سال ، سفرى به خوانسار نموده ، قريب به يكسال در مدرسه‌ى علميه‌ى خوانسار ( مدرسه‌ى گوهر خانم دختر شاه سليمان صفوى ) ساكن و به تحصيل علوم دينى مشغول مىشوند . آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه درباره‌ى اين دوره از زندگى علمى خويش چنين بيان مىكنند : « اين دوره ، زمان سختى و ابتلائات مختلف بود ، از يك سو پدرم را از دست داده بودم و از سوى ديگر گرانى شديد مرا و بستگان را تحت فشار قرار داده بود . عصر جمعه مقدارى نان محلى برداشته و پياده روانه‌ى گلپايگان مىشدم و در منزل خويشان مىماندم و در طول هفته درس مىخواندم و عصر چهارشنبه به سوى « گوگد » مراجعت مىكردم . . . سفر من به خوانسار قبل از رسيدن به سنّ بلوغ بوده و بلوغ من در آن‌جا واقع شد و ياد دارم كه آن ايام سخن از رساله‌ى عمليه‌ى مرحوم آقا سيد محمد كاظم يزدى بود كه به تازگى منتشر شده بود . » « 2 » و نيز مىفرمودند : « عمده‌ى استفاده‌ى ما در گلپايگان از محضر آقا سيد محمد حسن خوانسارى بود ، ما نزد ايشان مطول را مىخوانديم ، بدين طريق كه تا نصف آن را ايشان درس گفتند و فرمودند : حالا بايد خودتان مطالب كتاب را براى من درس بگوييد ، ما قسمت آخر را در نزد ايشان مىخوانديم و هرجا مواجه با اشكال و ابهامى

--> ( 1 ) . ناصر الدين انصارى قمى ، پيشين ، ص 20 ( 2 ) . همان ، ص 21