على كريمى جهرمى

62

خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى )

و مؤخره و كيفيت دخول در مطلب و خروج از آن نمىپرداختند . 4 - در پايان يافتن مطالب شتاب نداشتند و غالبا تنقيب ميكردند تا به يك نقطهء اطمينان بخشى برسند و از اينرو گاهى مدّتى در يك مطلب مىماندند و بحث حجّشان شش سال و يا متجاوز از آن به طول انجاميد . 5 - به كلمات بزرگان خصوصا مانند شهيد ثانى و صاحب جواهر و شيخ مرتضى انصارى رضوان اللّه عليهم اجمعين اهتمام داشتند و بسيارى از اوقات ، متون اين كلمات را كلّا قرائت مىكردند و بعد به تأييد يا نقد آن مىپرداختند . سيد محترم طلبهء جوانى را در سالهاى آخر در كنار خود در درس مىديدم او اخيرا رو به درس معظم له آورده بود و چنين اظهار مىداشت كه گاهى شيوهء بعضى از درسها طورى است كه اجتهاد را عملى خيلى بسيط و عادى در نظر انسان جلوه مىدهد ولى درس ايشان و اين اهتمامى كه براى رسيدن به نظر علماء بزرگ دارند اهميّت اجتهاد و عظمت آن را در نظر انسان متجلّى مىسازد و انسان درك مىكند كه اين يك مقامى نيست كه هر كس به آن دست بيابد و هر كس مدّعى آن بشود . 6 - به روايات وارده و مناسبه در هر مسأله‌اى اهتمام بسيار داشتند بلكه گاهى پيش از بيان شقوق مطلب و اقوال مسئله ، كليهء روايات مناسبه اعمّ از مؤيّد و معارض را قرائت مىكردند و متن روايات را از روى وسائل الشيعه مىخواندند . 7 - كلا از بزرگان و اساطين علم بسيار احترام ميكردند و حتى در مواقعى كه به نظر و رأى بزرگى از بزرگان ايراد داشتند بسيار محترمانه به نقد آن مىپرداختند و گاهى تعبير مىكردند كه : نميدانيم چه فرموده‌اند و يا اينكه نمىفهميم و امثال اين تعابير و كلمات . 8 - اغراق گوئى و مبالغه در جا انداختن نظريهء خود نداشتند هر چند كه از