الشيخ حسين المظاهري
65
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
قريش كه خود فريفتهى قران بودند ولى لجاجت ، عصبيت ، خودخواهى ، تكبّر ، رياستطلبى و . . . مانع گرايششان بود ، با شنيدن ستايش وليد مرام خود را در خطر ديدند زيرا مسلمان شدن وليد تأثير چشمگيرى ميان مردم داشت ، لذا ابو جهل را كه مردى فريبكار و حرّاف بود نزد وليد فرستادند و ابو جهل با برانگيختن احساسات قومى وليد را از پيروى پيامبر ( ص ) منصرف ساخت . وليد به ميان آنان آمد و سخنانى گفت كه به روشنى تيرگى درون و اصرار او را بر گمراهى آشكار مىساخت ، وليد به قريشيان گفت : آيا گمان مىكنيد محمّد ديوانه است ؟ همه گفتند : به خدا سوگند نه . گفت : آيا گمان مىكنيد او كاهن است ؟ گفتند : به خدا سوگند نه ، هرگز كهانت از او نديدهايم . گفت : گمان مىكنيد شاعر است ؟ گفتند : به خدا سوگند نه ، هرگز نديدهايم شعرى بسرايد . گفت : گمان مىكنيد دروغگوست ؟ گفتند : به خدا سوگند دروغگو نيست و در ميان عرب به محمد امين راستگو معروف است . وليد پس از مدّتى تفكّر گفت : بايد بگوييم او ساحر است ، زيرا اسلام او موجب تفرقه در ميان مردم شده است . « 1 » قرآن در تقبيح عمل وليد مىفرمايد : « انّه فكّر و قدّر فقتل كيف قدّر ثمّ قتل كيف قدّر ثمّ نظر ثمّ عبس و بسر ثمّ ادبر و استكبر فقال ان هذا الّا سحر يؤثر ان هذا الّا قول البشر ساصليه سقر » « 2 » ( همانا او انديشيد و اندازه گرفت ، مرده باد چگونه اندازهگيرى كرد ، باز مردهباد چگونه اندازهگيرى كرد ، باز دقّت كرد ، آنگاه چهره درهم كشيد و گشود ، آنگاه روى گرداند و تكبّر ورزيد و گفت اينقرآنجز سحرى آموخته شده نيست ، چيزى جز گفتار بشر نيست ؛ به زودى او راوليد را -
--> ( 1 ) - مجمع ابيان در ذيل آيات 11 تا 30 سورهى مدّثر ( 2 ) - سورهى مدّثر آيهى 18 - 27