الشيخ حسين المظاهري

19

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

برق با كار يك نامه‌رسان در كارخانه‌ى برق ، و كار يك مخترع با كار يك كارگر معمولى از نظر ارزش مساوى باشد . ماركس به اين اشكال توجه داشته و تسليم آن شده و جواب داده است كار مهندس كار مركّب است و كار عمله كار ساده ، و بايد پاداش مهندس مضاعف باشد ، زيرا تخصص مهندس كه كارهاى قبلى اوست ضميمه‌ى كارهاى فعلى او مىشود ، به خلاف عمله كه كار قبلى نداشته است ، بنابراين مزد مهندس بايد مضاعف پرداخت شود . « 1 » شايد مراد از مضاعف اين نباشد كه دو برابر يك عمله به مهندس بدهند ، زيرا اين نيز بىعدالتى است و اگر در جامعه اينطور عمل شود روح اختراع مىميرد ، به همين جهت در شوروى هم اجرت و مزاياى يك مهندس چندين برابر يك كارگر ساده است ، و بايد توجه داشت كه عمّال شوروى در كشورهايى مثل ايران تبليغ مىكنن كه حقوق كمى مىگيرند و مزايائى هم ندارند ولى اين تبليغات براى فريب ساده‌لوحان است و خبرهاى قطعى حاكى از آنست كه اجرت و مزاياى يك مهندس چندين برابر يك كارگر بوده و هيچ قابل مقايسه نيست چنان كه قبلا نيز به اين موضوعات اشاره كرده‌ايم . عجيب است كه برخى جوانان با آنكه مىخوانند و مىدانند فرضيه‌هاى ماركس عملا حتّى در شوروى اجرا نشده باز براى آن سينه مىزنند و مايلند به خورد برخى ناآگاهان بدهند . بهر حال گمان ما آنست كه مراد از « مضاعف » اين مىتواند باشد كه حق هركسى را بايد داد ، عمله بايد حق خود را بگيرد و مهندس هم حق خود را ، و در هر صورت مراد ماركس هرچه باشد قطعا قانون تساوى را نقض كرده و صريحا از ادّعاى خود كه « همه‌جا كميت كار مساوى باارزش است » عقب‌نشينى نموده است و در واقع پذيرفته كه كميت كار در همه‌جا ارزش را تعيين نمىكند ، و اين ايراد را بر خود وارد نموده و تسليم آن نيز شده است . دايراد چهارم كه باز ماركس به آن توجه داشته مسأله‌ى سرعت و

--> ( 1 ) - كاپيتاليسم ج 1 ص 50