الشيخ حسين المظاهري
39
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
زندگى اشتراكى منهاى غرائز جهنّمى بيش نيست ، نه آن انسان اين انسان است ، و نه زندگى او راحتبخش و سازگار با طبيعت اين انسان . آنچه ممكن است و كار همهى اديان الهى نيز همين بوده و هست اينكه روح انسان را تقويت نمايند ، تا غرايز تعديل شوند و روح بر تمايلات سلطه و حكومت داشته باشد ، و غرائز از راه معقول و مشروع ارضاء گردند . و به انحراف و تجاوز كشيده نشوند . آنچه ممكن است اين است كه اخلاق ، مواسات ، عاطفه ، ديگرگرائى در بشر زنده شود تا جلوى طغيان غرايز را بگيرد . بايد پليس مخفى در درون انسان ساخت و آن ايمان به مبدأ و معاد است ، تا بوسيلهى آن غرائز كنترل شود . بايد حكومت عدل و شايسته و بصيرى در كار باشد تا جلوى تجاوزات افرادى را كه از درون متأثر نمىشوند بگيرد . . . و اينها تز اسلام است ؛ زيرا ديديم كه اسلام براى محدود ساختن مالكيت فردى زيربناهائى دارد ، و براى تحديد مالكيت قيودى قرار داده است ، براى راههاى مالكيت محدوديتهايى قائل شده است . . . و با اين قيود و حدود نواقص سيستم كاپيتاليسم را رفع كرده و با تز و ويژهى خود نيازى به گفتههاى سوسياليسم كه به خرافه شبيه است ندارد .