الشيخ حسين المظاهري
94
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
بندگان از طرف خدا اجازهى تصرف دارند و بفرمودهى قرآن بندگان خليفه و جانشين و نائب خداوند متعالند . « و آتوهم من مالالله الذي آتاكم » « 1 » از مال خدا كه به شما داده است به فقراء بدهيد . « وانفقوا مما جعلكم مستخلفين فيه » « 2 » ( از آنچه نزد شما وديعه نهاده و از سوى خدا در آن نيابت داريد ، انفاق كنيد ) . اينگونه تعليم اسلام و قرآن نتايجى دارد كه از آن جمله است : 1 - غرور ، نخوت ، تكبر ، فخرفروشى و . . . را از انسان دور مىسازد و به او مىفهماند كه آنچه در دست اوست از آن خداست ، « العبد و ماكان فييده كان لمولاه » و او وديعهدارى بيش نيست ، بنابراين غرور و فخرفروشى به ديگران به جهت مال و ثروت كاملا بىجاست . 2 - وديعهدار موظف است مال را در مواردى صرف كند كه صاحب مال اجازه داده باشد بنابراين انسان حق ندارد اموالى كه در دست اوست به تبذير ، اسراف ، عياشى و ديگر امور نامشروع صرف كند ، چون مالك اصلى يعنى خداوند متعال اجازهى آن را نداده است . بنابراين مىتوان گفت تبذير و اسراف و عياشى ، خود خيانت و جنايت و تعدى و تجاوز محسوب مىشود و صرف مال در اين امور يك نوع تجاوز است . اسلام با تأكيد از اسراف و تبذير و اتراف نهى كرده است : اگر در صرف اموال زيادهروى شود « اسراف » است و اگر بىمورد مصرف شود « تبذير » است و اگر در كارى كه مورد پسند شرع و عقل نباشد مصرف شود « اتراف » نام دارد . « و انالمسرفين هم اصحابالنار » « 3 » تجاوز كنندگان و اسراف كنندگان اهل آتشند .
--> ( 1 ) - سورهى نور آيهى 23 ( 2 ) - سورهى حديد آيهى 7 ( 3 ) - سورهى غافر آيهى 43