الشيخ حسين المظاهري

66

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

پاسخى نيست ، ولى بايد توجه داشت كه همين مكاتب و نظاير آنها در جامعه اثر كرده ، و صهيونيسم هم جز فساد در جامعه چيزى نمىخواهد . اما اخلاق در مكتب سوسياليسم : سوسياليسم براى نابودى اخلاق فلسفه دارد ، و با فلسفه‌ى ويژه‌ى خود اخلاق را نابود كرده است . سوسياليسم معتقد است اخلاق هم تابع ماديات است ، و مانند فلسفه ، هنر ، حقوق و ديگر پديده‌ها ، از اقتصاد جامعه ناشى مىشود ، اگر در زندگى اقتصادى تحولى ايجاد شود اخلاق هم متحول مىگردد ، و هر تئورى اخلاقى تا كنون وضع شده در نتيجه‌ى وضعيت اقتصادى جامعه بوده است مثلا دزدى را معلول احتياج مىداند ، و احتياج را مولود مالكيت فردى ، و معتقد است وقتى مالكيت فردى لغو شود ، دزدى خودبخود از بين مىرود ، و چون دزدى از بين رفت دستور اخلاقى « دزدىمكن » مفهوم خود را از دست خواهد داد . « 1 » به خوبى آشكار است كه ماركسيسم نعل وارونه زده است ، زيرا در واقع اقتصاد تابع اخلاق است نه اخلاق تابع اقتصاد ، وقتى فساد و دنياپرستى و سودجويى بر جامعه‌اى حاكم باشد ، اقتصاد آن جامعه بر روال سرمايه‌دارى خواهد بود ، و اگر ديگر دوستى و جامعه‌گرايى و معنويت و اخلاق انسانى در جامعه برقرار گردد ، اقتصاد آن بالطبع اقتصادى اسلامى مىشود . در واقع بايد گفت وقتى اخلاق در جامعه‌اى متحول شود اقتصاد هم تحول مىيابد ، و هر تئورى اقتصادى كه تا حال وضع شده نتيجه‌ى وضعيت اخلاقى جامعه بوده است . آيا با تحول اقتصادى در شوروى ، اخلاق انسانى ترقى كرده است ؟ اگر اينطور است چرا هنوز در جامعه‌ى روس دزدى بسيار

--> ( 1 ) - اخلاق فلسفى