الشيخ حسين المظاهري
51
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
مقتدون » « 1 » ( آنان مىگفتند : ما پيرو پدران خود هستيم و به راهى كه آنان رفتهاند مىرويم و به آنان اقتدا كردهايم ) . اسلام كسى را از انديشيدن و آموختن باز نمىدارد و تحميل عقيده را جايز نمىشمارد ، اينها كار كسرىها ، پايها ، و كشيشان مسيحى قرونوسطى بودنه كار اسلام ، آنان بودند كه محكمهى تفتيش عقايد داشتند ، وهزاران نفر را بجرم كسب علم و بجرم تفكر و تعقل شقه كردند ، سوزاندند ، خفه ساختند و . . . به همين جهت است كه بيشتر علوم دينى ، فلسفى ، طبيعى ، اجتماعى ، سياسى ، روانشناسى و . . . از اسلام و مسلمانان سرچشمه گرفته است ، و همهى محققان و مورخان نيز معترفند كه غرب تمدن عملى خود را مرهون اسلام است . البته بايد توجه داشت كه باز اين آزادى در اسلام مشروط است و بايد در چارچوب عقل و فطرت و قانون باشد . يعنى مثلًا مطالعهى كتابهاى گمراه كننده براى مردمى كه در سطح پائينى از آگاهى و دانش هستند ، تبليغات ضددين در ميان عوام كه قدرت تشخيص علمى ندارند و مىتوان آنان را فريفت ، انتشار فرهنگ ضد ملى و ضد دينى ، انتشار كتابهاى فريبنده در جامعهى اسلامى از نظر اسلام ممنوع است ، زيرا اينها همه براى جان افراد همان مسموميتى و خطرى را دارد كه هروئين براى جسم افراد اجتماع ، بنابراين چارهاى جز جلوگيرى از آنها نيست ، و اين جلوگيرى و مخالفت با آزادى فكرى بمفهوم واقعى آن منافات ندارد ، زيرا همچنانكه در آزادى اقتصادى و اجتماعى گفته شد ، آزادى تا آنجا مطلوب است كه زيان بخش فرد و اجتماع نباشد و آزادى فكرى نيز در اسلام تا آنجا جايز است كه به اسلام و انسانيت و جامعهى اسلامى لطمهاى نداشته باشد ، و ديگران مىبايد حرف خود را در مجمعهاى علمى در ميان
--> ( 1 ) - سورهى زخرف آيهى 23