الشيخ حسين المظاهري
47
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
و مكتب كمونيسم مىگويد : ابتدا بايد خراب و سپس آباد كرد ، اول بايد ديكتاتورى حكمفرما شود پس از آن آزادى داد ، زيرا تا گامهايى برنداريم آزادى بدست نمىآيد : 1 - الغاء مالكيت فردى 2 - اعطاء مالكيت به دولت 3 - اعمال ديكتاتورى براى ايجاد اجتماع يك طبقهاى . وقتى اين اصول به زور و جبر اجرا شد ، بتدريج حالت اجتماعگرايى در مردم پيدا مىشود و ديگر بدون زور و جبر ، بطور طبيعى آزادى حاصل مىشود و هر فرد به قدر قدرت كار مىكند و به ميزان حاجت برمىدارد . آنگاه ديگر نه تنها زور و ديكتاتورى نيست بلكه دولت هم نخواهد بود و مردم بطور خود كار اجتماع يك طبقهاى را اداره خواهند كرد . « 1 » اين فرضيهى ماركسيسم ، خيلى به خوابهاى پريشان - و به تعبير قرآن « اضغاث احلام » شبيه است ، و به همين جهت تصور و تعبير آن آسان نيست ، زيرا اگر صرفاً يك « فرضيه » است ما هم فرضيه پيشنهاد مىكنيم : « طولى نمىكشد كه مردم از اين ديكتاتوريها ، استثمارها ، فريبها و دروغپردازيهاى شرق و غرب سر خواهند خورد ، و به اسلام گرايش پيدا مىكنند » فرق اين فرضيه با آن فرضيهها اين است كه فرضيهى آنان تفسير علمى ندارد ، ولى فرضيهى ما وعدهى خدا است ، و سنتى از سنتهاى دستگاه عظيم آفرينش است ، و اين گونه سنتهاى الهى تغييرپذير نيست : « ونريدان نمن عليالذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين » « 2 » . ( ما مىخواهيم بر مستضعفان و محرومان در زمين منت نهيم و آنان را سرور و وارث زمين قرار دهيم ) .
--> ( 1 ) - المار كسيه و الاسلام ( 2 ) - سورهى قصص آيهى 5