الشيخ حسين المظاهري

26

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

ج - فساد اخلاق : در نظام سرمايه‌دارى زير عنوان آزادى ، فساد و بىبندوبارى را رايج ساخته‌اند . اگر دقت شود اين فساد كه خود علت اصلى فجايع و مشكلات فردى و اجتماعى گوناگونى است از حذف اخلاق و معنويت در جامعه ناشى مىشود نه از مالكيت فردى . جوامع غربى در اثر خرافات و كمبودهاى دين مسيحيت و كليسا در طول قرنها به دين بدبين شدند و بتدريج با پشت كردن به دين ، اخلاق و معنويت را از دست دادند ، و روزاروز مادىتر و دنياپرست‌تر گرديدند ، و طبيعى است افرادى كه به دين و مبدأ و معادى ايمان نداشته باشند ، در كارهاى خود مسئوليت واقعى احساس نمىكنند ، و بازدارنده‌اى كه جلوى هوسها و سركشىهاى نفسانى آنان را بگيرد نمىيابند ، در چنين شرايطى هر فاجعه و جنايتى ممكن است ، دلسوزى براى ديگران و گذشت و ايثار در جامعه رنگ مىبازد ، و سودجويى و لذت‌پرستى و پاسدارى منافع شخصى جايگزين آن مىگردد ، و فقط تا جايىكه چماق قانون برسر افراد سايه افكنده است ظاهرى را حفظ مىكنند و با تشبثات گوناگون سعى دارند فرمولهايى بيابند كه از قوانين سوءاستفاده كنند و حتىالمقدور با لبه‌ى تيز آن دچار نشوند و بهرطريقى كه بتوانند قوانين ديگرى ابداع نمايند كه خواسته‌هاى شخصى و هوسهاى نفسانى آنان بهتر تأمين شود . همانمطور كه گفتيم اين فسادها كه بر حيات انسانى ملتها لطمه‌هاى غيرقابل انكارى دارد ، از مالكيت فردى ناشى نمىشود ، بلكه از بىدينى و بىاخلاقى سرچشمه مىگيرد ، و همه به خوبى مىدانند كه در جوامع كمونيستى شرق اروپا فساد اخلاقى همچنان حكمفرماست كه در جوامع سرمايه‌دارى غرب اروپا ، زيرا ماركسيسم نيز ضداخلاق است و از ميان برداشتن مالكيت فردى دردى را دوا نمىكند . نهايت آنكه در جوامع كمونيستى به جهت خفقان محض و فرمايشىبودن سيستم و