الشيخ حسين المظاهري

10

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

جهان باشد . اين مكتب مفاسد گوناگونى دارد ، استثمار و استعمار ملتهاى ضعيف زائيده‌ى همين نظام است و رباخوارى و ثروت‌اندوزى ، عياشى و بىعفتى ، هرزگى و بىبندوبارى در داخل جوامع غرب در ريشه از همين نظام ناشى شده است . سيستم سرمايه‌دارى علاوه بر آنكه انسانها را به ما ديگرى و سودپرستى گرايش مىدهد و از اخلاق و انسانيت دور مىسازد ، باعث « اختلاف طبقاتى » وحشتناكى مىشود كه بر قشر محروم و زيرين جامعه فشار روزافزونى دارد ، و اگر دقت شود عامل اصلى پديدآمدن مكتب سوسياليسم همين اختلاف طبقاتى ناشى از سيستم سرمايه‌دارى بوده است ، بنابراين سيستم سرمايه‌دارى دو نقص بزرگ دارد : الف - فراموش كردن جنبه‌ى معنوى انسان ب - در نظر نگرفتن جنبه‌هاى اجتماعى انسان آنچه در سرمايه‌دارى مورد توجه است جنبه‌هاى مادى است ، چنان كه گويى سرمايه‌دارى انسان را يك بعدى مىداند ، و در اين كار در واقع با سيستم بولشويسم شريك است ، با اين تفاوت كه مكتب سرمايه‌دارى بدون فلسفه‌بافى بعد معنوى و بعد اجتماعى انسان را كنار گذاشته است ، ولى مكتب سوسياليسم با برهم بافتن فلسفه‌ى ويژه‌ى خود ابعاد ديگر وجود انسان را ناديده انگاشته و استقلال و شخصيت فردى انسان‌ها را لگدمال كرده است . مكتب سوسياليسم سوسياليسم بر سه اصل پايه‌ريزى شده است : الف - مالكيت فردى را كاملا لغو نموده ، ثروت را از آن ملت مىداند و بدست دولت مىسپارد . ب - توزيع كالا بر حسب نياز و مصرف افراد بدست دولت