الشيخ محمد علي الگرامي

38

استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى )

12 - اين حرف هم كه اجماع در برابر قرآن ارزش ندارد ، در صورتى صحيح است كه دلالت قرآن قطعى باشد نه ظهور ، در اصل ، و استمرار ، و در اطلاق . 13 - ضرب فى الارض مطلق پا به زمين زدن است و بديهى است كه منظور بطور در جا نيست ! پس حركت و رفتن منظور است ، مشقت هم ذكر نشده است ، در آيه تجارت هم همينطور است ، هر تجارتى كه مشقت ندارد ، حتى تجارت در سفر . 14 - اينكه گفته‌ايد هر مشقتى خوف هم همراه دارد ، درست نيست ، مشقت غير از خوف است . و هر سختى همراه خوف و ترس نيست و اين بديهى است . 15 - روايت اشد ، اشاره به خوف ندارد ، شدت در هر چيز كمال همان چيز را مىرساند چنان كه شدت بياض يعنى سفيدتر بودن و همين طور چيزهاى ديگر ، روايات مزبور مىخواهد بگويد : مگر در صدق سفر چه چيزى دخالت دارد كه در سفر به عرفات نيست ، آن يك سفر درست و حسابى است . شاهد كلام هم اينكه راوى سؤال كرد : آيا اين يك سفر است ؟ يعنى سؤال از صدق سفر است نه چيز ديگر ، حضرت هم همان را جواب داد يعنى مسلماً سفر است ، و در صدق سفر چه چيزى بايدباشد كه در آن نيست . 16 - ضمناً روايات عرض بر قرآن و طرح مخالف ، تخالف تبايين را مىگويد نه اطلاق و تقييد و شبه آن را ، اگر قرآن صريحاً بگويد : القصر منحصر فى الخوف ، و روايات بگويد : لا ينحصر فى الخوف ، اين تعارض ، تباين است ، نه اينطور كه يكى مىگويد : در خوف قصر است ، ديگرى