الشيخ محمد علي الگرامي

368

استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى )

متأخرين ، كه امارهء عقلائيه است بر آراء اساتيدشان و هكذا طبقاً عن طبق . بنابراين اينكه بگوئيم شهرت در ميان علماء متأخر بر جواز نظر بوده نه قدما ، و آن اعتبارى ندارد . به نظر من صحيح نيست . اگر در ميان متأخرين شهرت بود و نقل خلافى از قدما هم نبود اماره عقلائيه است بر اينكه نظر اساتيد متأخرين و اساتيد اساتيد و . . . همه همين بوده است . خصوصاً اينكه شما معتقديد متأخرين جواز نظر را از ضروريات ميدانسته‌اند ، آيا ممكن است با تسلسل طبقات فقه و فقهاء ، چيزى را كه قدما حرام مىدانستند متأخرين جواز آن را از ضروريات بدانند ؟ ! 3 - اگر لحن كلام تند بوده قصد توهين نبوده است . بگذريم . 4 - مسلماً فقها در اين مسئله - جواز نظر - هرگز توجه به دلالت مطابقى آيه نداشته‌اند ، چيزى كه همه مىفهمند كه آيه در مورد حرمت زواج است نه مسئله نظر ، بلكه منظورشان همين مسئله ملازمه است كه حضوراً ذكر شد . 5 - همانطور كه آقاى حكيم فرموده و شايد تعبير من در معلقات عروه ج 4 بهتر باشد كه ملازمه در حرمت بالذات است نه بالعرض ، و در حرمت بالدوام است نه موقت ، نگوئيد كه آيه قيد ندارد زيرا وقتى بذات بطور مطلق تعلق مىگيرد همين معنى استفاده مىشود . 6 - روايت ملازمه در كافى ج 5 ص 439 و تهذيب ج 7 ص 313 و استصبار 3 ص 194 موجود است روايت عبيد بن زراره همانطور كه حضوراً گفتيم ، نه اينكه بگويد : كلماً الخ بلكه به خوبى ملازمه را مىرساند . البته روايات باب تغسيل موتى هم استفاده مىشود با توجه به مفهوم