الشيخ محمد علي الگرامي
357
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى )
همين اعراض مشهور موجب وهن آنها مىشود . بنابراين شهرت روايى يعنى صرف نقل روايت در كتب روايى دليلى بر حجيت آن نيست و اگرچه بعضى از بزرگان همانند شيخ انصارى در رسائل ، شهرتِ وارد شده در مقبوله عمر بن حنظله و امثال آن را حمل بر شهرت روايى كردهاند اما ظاهراً آنگونه نيست و آن روايات دليل بر حجيت شهرت روايى نيستند كه بحث مفصل در اين زمينه خارج از حوصله اين نوشتار است . اما شهرت عملى آن است كه مشهور بر طبق يك خبرى فتوا داده و به آن عمل كرده باشند كه اين نوع شهرت حجت بوده و بلكه در بعضى از موارد عمل مشهور جبران ضعف سند روايت هم مىكند كما اينكه اعراض مشهور موجب سستى روايت مىشد . اما شهرت فتوايى يعنى اينكه يك فتوايى مشهور شده باشد بدون وجود دليل ظاهرى براى آن . به اين معنا كه وقتى يك حكمى مشهور باشد و ظاهراً هيچ دليلى هم بر آن وجود نداشته باشد اما مع ذلك فقها آنگونه فتوا داده باشند معلوم مىشود كه آن حكم را از معصوم عليه السلام تلقى كردهاند . به عبارت ديگر اينكه اگر يك جكمى در كتب فقها بود كه روايتى هم بر طبق آن وجود نداشت و بلكه قواعد و اطلاقات هم بر خلاف آن اقتضا مىكرد و با اين حال همهء فقها بر طبق آن فتوا داده بودند و مشهور شده بود ما از يك چنين شهرتى مىفهميم كه آنها مسأله را از معصوم عليه السلام تلقى كردهاند زيرا فقهاى شيعه اهل نص و دليلاند و به قياس و استحسان هم عمل نمىكنند و به سادهگى هم فتوا نمىدهند پس حتماً دليلى وجود داشته كه به ما نرسيده يا مسأله را سينه به سينه از معصوم عليه السلام تلقى كردهاند . بعد مثالى را