الشيخ محمد علي الگرامي

312

استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى )

دشمن متجاوز به مقدسات ، متوقف بر آن باشد جائز است ، يعنى مصداق دفاع و جهاد مىباشد ، اگر حرام باشد به هيچوجه با حكم ولى فقيه جائز نمىشود . اگر كشتن خود يا ديگران حرام است به گفته ولى فقيه نمىتوان او را يا خود را كشت . البته اين مسئله در روايات اهل‌بيت عليهما السلام وارد نشده است و در آن زمان دستورى در اين باره داده نشده است ، ليكن با توجه به ملازمات عقليه مىتوان حكم مزبور را فهميد ، از اين مسئله مشكل‌تر ، انتحار ، بدون كشتن دشمن است مثل خودكشى راهب‌هاى بودائى در جريان استقلال ويتنام ، براى تحريك مردم و جوامع دنيا . 3 - مسؤول تشخيص ضرورت انجام عمليات استشهادى كيست ؟ جواب : بسمه تعالى در دفاع شخصى ، خود شخص ، و در دفاع از مكتب و مملكت ، مشاورين متخصص ، زير نظر ولى فقيه ، البته اگر خود شخص علم يقينى داشته باشد طبق يقين خود عمل مىكند . 4 - ادله فقهى جواز عمليات استشهادى چيست ؟ جواب : بسمه تعالى بعيد نيست كه مطلقات دفاع و جهاد ، از باب اهم و مهم ، شامل آن بشود ، گرچه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام و ساير اهل‌بيت عليهما السلام موردى نداريم كه كسى چنين عملى انجام داده باشد و مورد تأييد معصوم قرار گرفته باشد . و خودكشى هم بسيار گناه بزرگى است ، ليكن با همه اين احوال عقل و عرف استشهاد را در صورتى كه هيچ راه ديگرى براى دفع دشمن نباشد مصداق دفاع مىداند و مورد حديث « من قتل دون ما له فهو شهيد » و « من قتل دون عرضه فهو شهيد » مىشمارد . 5 - تفاوت انتحار با عمليات استشهادى در موضوع و حكم چيست ؟